شمارهٔ ۵۱۳
جانب کلبهام ای ماهجبین آمدهایآفتابی به تماشای زمین آمدهای
زاهد و مست به دنبال تو زنار به دوشبهر تاراج دل و غارت دین آمدهای
شده از نکهت گل خاطرت آشفتهدماغاز تماشای چمن چین به جبین آمدهای
مست و خنجر به کمر قصد هلاکم داریمیتوان یافت که از بهر همین آمدهای
زلف پیچیده به خط کاکل مشکین به میانبار بربسته چو سوداگر چین آمدهای
از کلامت شده هنگامه من کان شکرسوی بزمم به لبان شکرین آمدهای
خط برآورده و دلپرسی من میسازیبه سر من به دم بازپسین آمدهای
سیدا ورد زبان نام تو را کرده چرازهر را کرده نهان زیر نگین آمدهای