شمارهٔ ۴۸۸
پریده رنگ ز گلها و لاله بی توشدست خشک دهان پیاله ها بی تو
ز هیچ گوشه صدایی برون نمی آیدگره شد به گلو آه و ناله ها بی تو
کبوتری که برد نامه ها را نمی یابمنوشته طوطی کلکم رساله ها بی تو
خمیده پشت جوانان به زیر بار غمتبرابرند به هفتاد ساله ها بی تو
به روی باغ بود سبزه نیش زهرآلودشدست چشمه خون داغ لاله ها بی تو
ستاده اند به یکجا چو آهوی تصویرنگه رمیده ز چشم غزاله ها بی تو
ز دستبرد فلک ساغری به جای نماندشکسته سنگ حوادث پیاله ها بی تو
کسی به داد دل ما و سیدا نرسیدبه گلشن آمده کردیم ناله ها بی تو