گنج

شمارهٔ ۴۵۸

۱۱ بیت
خانه ام از روی او امشب چمن خواهد شدنشمع مجلس میل چشم انجمن خواهد شدن
بوستانی را که ماه من تماشا کرده استغنچه هایش یوسف گل پیرهن خواهد شدن
ناله گر از سیه بختی به گلشن سر کنمسرمه آواز مرغان چمن خواهد شدن
مرده پروانه را پیچند در فانوس شمعپرده معشوق عاشق را کفن خواهد شدن
خال او در موسم خط کاروان ها می زنددزد شد چون صاحب چشم راهزن خواهد شدن
خسروا مغرور تاج و تخت و گنج خود مشوروز محشر خونبهای کوهکن خواهد شدن
نوخط من گر به شعر و شاعری دارد سریبا من آخر چون قلم یار سخن خواهد شدن
می رساند هر که چون سوسن زبان بر حرف ماغنچه آسا مهرش آخر بر دهن خواهد شدن
وقت طفلی گرد او گردیده می گفتم به خودآخر این آتش بلای جان من خواهد شدن
روزگاری شد که می گردیم همچون آفتابتا کدامین سرزمین ما را وطن خواهد شدن
سیدا گر آورد از زلف او بویی نسیمکوچه های شهر صحرای ختن خواهد شدن