گنج

شمارهٔ ۴۲۸

۵ بیت
شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه امرخنه دیوار فانوس است چاک سینه ام
از سبکروحان به خاطرها نمی آید گرانعکس را از خود نمی سازد جدا آئینه ام
بر گنه کاران نوید مغفرت آب بقاستروز عید میکشان باشد شب آدینه ام
از دلم سودای زلف او نمی آید برونحلقه ماراست زنجیر در گنجینه ام
گردش دوران نگردد بر مرادم سیداکهنه تقویمم به دست مردم پارینه ام