شمارهٔ ۳۷۰
بنده مرحمت چشم سیاهت گردماز سر چپ غلط انداز نگاهت گردم
هاله را بینم و آغوش هوس بگشایمماه را بینم و از روی چو ماهت گردم
خط شبرنگ گل روی تو را بنده شوماز سر سایه خورشید پناهت گردم
ای سیه چشم ز پیش نظرم تند مروآنقدر باش که قربان نگاهت گردم
نقش پای تو به هر کوچه مرا پیش آیدگردبادی شوم و از سر راهت گردم
روز و شب کار به یاران تو زاریست مرابه امید تو ز دنبال سپاهت گردم
سیدا سیر چمن می کند و می گویدغنچه گل شوم از طرف کلاهت گردم