گنج

شمارهٔ ۳۶۹

۶ بیت
لب گشایی به تکلم ز کلامت گردممژده وصل رسانی ز پیامت گردم
جلوه قامت تو روح روان است مراخیز و بخرام که از طرز خرامت گردم
دهن از بردن نام تو شده کان شکراین چه نام شکرین است ز نامت گردم
به تغافل گهی از پیش نظر می گذریمی دهی گاه سلامی ز سلامت گردم
چون مه چارده از حسن رخت پر شده استبا تو قربان شوم از ماه تمامت گردم
سیدا از الم وعده تو گشت کبابسوختی جان من از وعده خامت گردم