گنج

شمارهٔ ۳۶۸

۵ بیت
نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسمعجب ماری شده پیدا در این گنجینه می ترسم
به چشم بس که گردد شکلهای مختلف ظاهرچو بینم عکس خود در خانه آئینه می ترسم
به شهر از شالپوشان بس که پیدا شد خیانتهابه دوش هر که بینم خرقه پشمینه می ترسم
به حق چشم مخمور خود ای ساقی شرابم دهسیه مست توام کی از شب آدینه می ترسم
به محشر می دهند ای سیدا اعضا گواهی رابه روز گیرودار از همدم دیرینه می ترسم