گنج

شمارهٔ ۳۵۹

۴ بیت
افلاک را گداخت دل صبر پیشه اممی گیرد انتقام خود از سنگ شیشه ام
از مرگ همدمان دل سنگ آب می شودخون می خورد به ماتم فرهاد تیشه ام
بر خاکسار محنت دنیا چه می کندایمن بود ز آفت ایام ریشه ام
عمریست سیدا ز هنر دست شسته امشد مدتی که گوشه نشینی است پیشه ام