گنج

شمارهٔ ۳۳۵

۵ بیت
با که روشن سازم احوال دل افگار خویشتا یکی چون شمع سوزم بر سر بیمار خویش
بهر آسایش گر از غمخانه سر بیرون کنممی نهم چون سایه پهلو بر ته دیوار خویش
یوسف من از خریداران کسادی می کشدبر دکان آتش زنم از سردیی بازار خویش
بر سر من آسیا گردد تحمل می کنمچون نمی بینم کسی را زیر گردون بار خویش
بر بدن از ناله . . .. . . را خویش