شمارهٔ ۳۱۶
ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شداگر اینست دوران در جوانی پیر خواهم شد
به تهمت بند می سازی اکثر نامرادان رابه خون کوهکن دنبال جوی شیر خواهم شد
قد خود چون کمان بر هر دری تا کی کنم حلقهگریزان بعد از این از مردمان چون شیر خواهم شد
به گردن دست بیعت دادم و افسرده برگشتماگر پیر و مریدی این بود بی پیر خواهم شد