گنج

شمارهٔ ۳۱۱

۱۱ بیت
رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کردتبسم تو دل غنچه آب خواهد کرد
اگر چه زینت روی چمن بود سنبلنسیم زلف تو بی آب و تاب خواهد کرد
نهال قد تو را سرو باغ اگر بیندبه زیر پای تو چون سبزه خواب خواهد کرد
گلی که شبنم او از رخت نظر یابدتلاش مرتبه آفتاب خواهد کرد
درون سینه چو سیماب می طپد دل منبرای کشتن خود اضطراب خواهد کرد
کنند از گل بادام ناز بالینششبی که نرگس او میل خواب خواهد کرد
همیشه کشتن عشاق در نظر داریکجا به چشم تو این فتنه خواب خواهد کرد
تعدیی که به ما می کنی نمی ترسیکه ظلم خانه ظالم خراب خواهد کرد
ز انتظاریم آن شوخ اگر خبر یابدبغل گشاده به سویم شتاب خواهد کرد
کند نسیم خبردار غنچه خسپان راشبی که سیر گل ماهتاب خواهد کرد
مراد خود ز فلک هر که سیدا جویدعلاج تشنه گیش را سراب خواهد کرد