گنج

شمارهٔ ۲۵۰

۹ بیت
از رخت آئینه من دامن گلچین شودچشم بلبل عکس خواب آلوده را بالین شود
گر به روی دست خود زلف تو را سازم رقمآستینم سر خط صورتگران چین شود
سرکشان در وقت حاجت بر در دلها روندکاسه فغفور آخر کاسه چوبین شود
نیست بر اهل طمع غیر از کدورت حاصلیدست اگر کوتاه گردد آستین بی چین شود
خانه زنبور شود دولتسرای اهل جاهاز کجا ما تلخ کامان را لبی شیرین شود
کلبه آزاده از وسواس شیطانی تهیستایمن از دزدان بود دیوار اگر سنگین شود
چون کمان حلقه گردد تیر بی پر گوشه گیرپیر چون گردد سبکرو صاحب تمکین شود
چشم شوخش کرد میل سرمه مژگان مراوز خطش نظاره ناف آهوی مشکین شود
ذکر خالش برد بر گردون مرا ای سیدابعد از این تسبیح دستم خوشه پروین شود