گنج

شمارهٔ ۲۰۴

۵ بیت
ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شدکلید قفل لبهای خموش من که خواهد شد
لب لعل خود از پرسیدن احوال من بستیحریف سرمه آواز گوش من که خواهد شد
به صد جان می خریدم باده از میخانه چشمتبه رویم بستی این در می فروش من که خواهد شد
چو گل در سینه پنهان بود از وصل تو راز منربودی دامن از کف پرده پوش من که خواهد شد
به جانم شورشی چون سیدا افگندی و رفتیتو خود برگو زبان بند خروش من که خواهد شد