شمارهٔ ۲۰۱
رفتند اهل جود در ایام کس نمانددر بزم روزگار به غیر از مگس نماند
زد قفل باغبان به در باغ آرزوما را دگر به شاخ هوس دسترس نماند
رفت از دماغ گوشه نشینان حضور قلبآسوده خاطری به بهشت قفس نماند
از رفت عید و آمد نوروز فارغمطفل مرا ز بس که هوا و هوس نماند
بستند سیدا در ارباب جود رااز ناله لب ببند که فریادرس نماند