گنج

شمارهٔ ۱۹۰

۷ بیت
شمع ها جمله به فانوس وطن ساخته اندبهر پروانه خود گور و کفن ساخته اند
عندلیبان دل صد پاره خود غنچه صفتجمع آورده به یکجا و چمن ساخته اند
لاله ها دست به دامان تو آویخته اندپیرهن بر تنت از برگ سمن ساخته اند
از تو هر جا که روی بوی چمن می آیدچشمت از نرگس و از غنچه دهن ساخته اند
از ملامت نکند اصل طمع اندیشهدل این طایفه را روئینه تن ساخته اند
روزگارم همه عمر به سختی گذرداستخوان را چو هما روزیی من ساخته اند
سیدا روی به روشن گهران باید کردطوطیان آئینه را یار سخن ساخته اند