گنج

شمارهٔ ۱۸۶

۷ بیت
جلوه گر روزی که در گشن قد او می شودسرو از خجلت خط پشت لب جو می شود
صیدگاه کیست این صحرا که من افتاده امحلقه های دام پای نقش آهو می شود
نکهت زلف که آوردست در گلشن نسیمباغ را دامن پر از گلهای شب بو می شود
چهره او جان درآرد صورت دیوار راعکس در آئینه چون طوطی سخنگو می شود
دلبر ما را اگر آرند در بازار مصرچشم یوسف بهر سودایش ترازو می شود
ملک دل را خال رویش خواهد آتشخانه کردآخر این کشور خراب از دست هندو می شود
سیدا امروز معلوم شد از فانوس شمعدل اگر روشن بود آئینه زانو می شود