بخش ۷ - نصیحت شاه برای طوطی
گرچه از من میشوی اکنون جدادر جزیره هست پیری رهنما
چون شدی در آن جزیره جایگیربر نداری دست از دامان پیر
کانچه او گوید همه گفت من استدر نصیحت گستری جفت من است
زینهار از پند او غافل مشوجز به راهی کو رود راهی مرو
هرکه بی پیری بپیماید طریقسرنگون افتد به چاهی بس عمیق
گر نهی بی پیر در مسجد قدمسجدهات را حاصلی نه جز ندم
گر به کعبه میروی یا سومناتهین مرو بی پیر گر خواهی نجات
گفت پیر جمله پیران جهانآن امین حق امام مردمان
هرکه پیر وقت خود را پی نبردآن به موت جاهلیت جان سپرد