بخش ۴۲ - بیان اینکه به جهت امتحان دیدنیها پوشیده می شود
ز امتحان نادیدنیها دیده شددیدنیها زامتحان پوشیده شد
ای توانایی که بهر آزمونبست این نقش بدیع واژگون
کاندران رادان همه گمره شدندموشکافان جهان ابله شدند
دور بینان کور و نابینا همهتیزهوشان بیهش و رسوا همه
داد بهر آزمایش جلوههاهیچ اندر هیچ اندر هیچ را
وانچه بود آن چیز و بالاتر ز چیزکرد پنهان در پس صد پرده نیز
این منی را در نظرها جلوه دادنام من هر هیچ بن هیچی نهاد
بیخودی را از نظرها دور کرددیدهها از دیدن آن کور کرد
تا به کی گویی من و من ای عموگوییا نشناختی خود را نکو
قطرهٔ آب پلیدی مایهاتروز و شبها سرکشی شد پایهات
ای منی تا چند مایی و منیای دنی تا کی غرور و برتنی
بایدت شستن به دست خویشتنکون خود هر روز و شب ای مؤتمن
ای تو کون شور و تو کون خود بشواین قدر منشین و ما و من مگو
فخر تو این بس که گویی نغز و چستکون خود را میتوانم پاک شست