گنج

شمارهٔ ۳

قافیه: رما۸ بیت
ای باد صبا کاش رسانی خبر ماگاهی به سوی ماه نهان از نظر ما
فریاد که مردیم به جایی که از آنجاهرگز نرسد جانب یاران خبر ما
ما را بکش از غمزه خونریز و میندیشدر حشر نپرسند ز خون هدر ما
یارا همه بینند جمال تو و خون شددر حسرت یک نیم نگاهت جگر ما
تا بال و پری بود ز دامت نپریدیمدر کنج قفس ریخت کنون بال و پر ما
آن یار که عمری ست که از ما شده پنهانروزی بود آیا که درآید ز در ما
در کنج قفس جان بسپردیم به حسرتفریاد که صیاد نیامد به سر ما
ما سر نکشیم از قدم یار صفاییتیغ آید اگر از قدم او به سر ما