گنج

شمارهٔ ۴

قافیه: ب۷ بیت
خواب نوشین سحر لقمهٔ چرب سرشبدعوی عشق خدا اینت عجب اینت عجب
عشق و دیبا و کتان این نبود عاشق راموی ژولیده کلاه است و تن خسته سلب
سخن از شاه و وزیر و ده و اصطبل و بدلمعنی عشق کسی اشهد بالله کذب
عاشق و دوستی شهر و وطن کفر است اینوطنش کوی حبیب است چه شام و چه حلب
جام اگر از کف یار است چه آدینه چه سبتمی گر از دست نگار است چه شعبان چه رجب
شیوه ی عاشقی ار میطلبی رو بشنونقل فرهاد عجم قصه ی مجنون عرب
هر کجا قامت رعنا رخ زیبا بینیدل در او بند و مپرسش زحسب یا زنسب