شمارهٔ ۱۱
دانی که یار حاجت ما کی روا کندچون تیغ را به گردن ما آشنا کند
دی داد پیر میکده فتوی که لازم استبی عشق هرکه کرده نمازی قضا کند
ای پیک کوی یار به صیاد ما بگویبهر خدا مرا بکشد یا رها کند
ما را چو قبله ابروی یارست در نمازباید امام شهر به ما اقتدا کند
ما لطف و قهر را همه آماده ایم، لیکتا طبع یار زین دو کدام اقتضا کند
رند خراب طی کند این راه پرخطرتا شیخ فکر کفش و عصا و ردا کند
مفتی بخورد خون یتیمان شهر و بازبیچاره ناله از کمی اشتها کند
مطلب بر است چونکه صفایی رضای دوستخواهد جفا نماید و خواهد وفا کند