گنج

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱آن دل که شد او قابل انوار خدارباعی شمارهٔ ۲آن شمع رخ تو لگنی نیست بیارباعی شمارهٔ ۳آن کس که ترا نقش کند او تنهارباعی شمارهٔ ۴آن لعل سخن که جان دهد مرجان رارباعی شمارهٔ ۵آن وقت که بحر کل شود ذات مرارباعی شمارهٔ ۶آواز ترا طبع دل ما بادارباعی شمارهٔ ۷از آتش عشق در جهان گرمی‌هارباعی شمارهٔ ۸از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر مارباعی شمارهٔ ۹از خاک ندیده تیره ایامان رارباعی شمارهٔ ۱۰از ذکر بسی نور فزاید مه رارباعی شمارهٔ ۱۱افسوس که بیگاه شد و ما تنهارباعی شمارهٔ ۱۲انجیرفروش را چه بهتر جانارباعی شمارهٔ ۱۳اول به هزار لطف بنواخت مرارباعی شمارهٔ ۱۴ای آنکه چو آفتاب فرد است بیارباعی شمارهٔ ۱۵ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترارباعی شمارهٔ ۱۶ای اشک روان بگو دل‌افزای مرارباعی شمارهٔ ۱۷ای باد سحر خبر بده مر ما رارباعی شمارهٔ ۱۸ای چرخ فلک به مکر و بدسازی‌هارباعی شمارهٔ ۱۹ای خواجه به خواب درنبینی ما رارباعی شمارهٔ ۲۰ای داده بنان گوهر ایمانی رارباعی شمارهٔ ۲۱ای در سر زلف تو پریشانی‌هارباعی شمارهٔ ۲۲ای دریا دل تو گوهر و مرجان رارباعی شمارهٔ ۲۳ای دل بچه زهره خواستی یاری رارباعی شمارهٔ ۲۴ای دوست به دوستی قرینیم ترارباعی شمارهٔ ۲۵ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیارباعی شمارهٔ ۲۶ای شب ، شادی همیشه بادی شادارباعی شمارهٔ ۲۷این آتش عشق می‌پزاند ما رارباعی شمارهٔ ۲۸این روزه چو غربا ل ببیزد جان رارباعی شمارهٔ ۲۹ای آنکه گرفت شربت از مشرب مارباعی شمارهٔ ۳۰با عشق روان شد از عدم مرکب مارباعی شمارهٔ ۳۱بر رهگذر بلا نهادم دل رارباعی شمارهٔ ۳۲پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرارباعی شمارهٔ ۳۳بیگاه شده است لیک مر سیران رارباعی شمارهٔ ۳۴تا از تو جدا شده است آغوش مرارباعی شمارهٔ ۳۵تا با تو بوم نخسبم از یاری‌هارباعی شمارهٔ ۳۶تا چند از این غرور بسیار ترارباعی شمارهٔ ۳۷تا عشق ترا است این شکرخایی‌هارباعی شمارهٔ ۳۸تا کی باشی ز دور نظارهٔ مارباعی شمارهٔ ۳۹تا نقش خیال دوست با ماست دلارباعی شمارهٔ ۴۰جانا به هلاک بنده مستیز و بیارباعی شمارهٔ ۴۱جز عشق نبود هیچ دمساز مرارباعی شمارهٔ ۴۲چو نزود نبشته بود حق فرقت مارباعی شمارهٔ ۴۳خود را به حیَل درافکنم مست آنجارباعی شمارهٔ ۴۴در جای تو جا نیست به جز آن جان رارباعی شمارهٔ ۴۵در چشم ببین دو چشم آن مفتون رارباعی شمارهٔ ۴۶در سر دارم ز می پریشانی‌هارباعی شمارهٔ ۴۷دستان کسی دست زنان کرد مرارباعی شمارهٔ ۴۸دل گفت به جان کای خلف هر دو سرارباعی شمارهٔ ۴۹دود دل ما نشان سودا‌ست دلارباعی شمارهٔ ۵۰دیدم در خواب ساقیِ زیبا رارباعی شمارهٔ ۵۱زنهار دلا به خود مده ره غم رارباعی شمارهٔ ۵۲تنبور چو تن تن برآرد به نوارباعی شمارهٔ ۵۳عاشق شب خلوت از پی پی گم رارباعی شمارهٔ ۵۴عاشق همه سال مست و رسوا بادارباعی شمارهٔ ۵۵عشق تو بکشت ترکی و تازی رارباعی شمارهٔ ۵۶عشقست طریق و راه پیغمبر مارباعی شمارهٔ ۵۷عمریست ندیده‌ایم گلزار ترارباعی شمارهٔ ۵۸غم خود که بود که یاد آریم او رارباعی شمارهٔ ۵۹گر بوی نمی‌بری در این کوی میارباعی شمارهٔ ۶۰گر جان داری بیا و جان باز آنجارباعی شمارهٔ ۶۱گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آرباعی شمارهٔ ۶۲گر عمر بشد عمر دگر داد خدارباعی شمارهٔ ۶۳گر من میرم مرا بیارید شمارباعی شمارهٔ ۶۴کوتاه کند زمانه این دمدمه رارباعی شمارهٔ ۶۵گویم که کیست روح‌افراز مرارباعی شمارهٔ ۶۶گه می‌گفتم که من امیرم خود رارباعی شمارهٔ ۶۷لاحول ولا دور کند آن غم رارباعی شمارهٔ ۶۸ما أطیَبَ ما ألَذَّ ما أحلانارباعی شمارهٔ ۶۹من تجربه کردم صنم خوش‌خو رارباعی شمارهٔ ۷۰من ذره و خورشید لقایی تو مرارباعی شمارهٔ ۷۱منصور بدآن خواجه که در راه خدارباعی شمارهٔ ۷۲مولای اناالتائب مما سلفارباعی شمارهٔ ۷۳می‌آمد یار مست و تنها تنهارباعی شمارهٔ ۷۴نور فلکست این تن خاکی مارباعی شمارهٔ ۷۵هان ای سفری عزم کجایست کجارباعی شمارهٔ ۷۶یک چند به تقلید گزیدم خود رارباعی شمارهٔ ۷۷یک طرفه عصاست موسی این رمه رارباعی شمارهٔ ۷۸آن لقمه که در دهان نگنجد به طلبرباعی شمارهٔ ۷۹آنی که فلک با تو درآید به طربرباعی شمارهٔ ۸۰از بانگ سرافیل دمیده است ربابرباعی شمارهٔ ۸۱امروز چو هر روز خرابیم خرابرباعی شمارهٔ ۸۲امشب ز برای دل اصحاب مخسبرباعی شمارهٔ ۸۳اندیشه مکن بکن تو خود را در خوابرباعی شمارهٔ ۸۴اندیشه و غم را نبود هستی و تابرباعی شمارهٔ ۸۵ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتابرباعی شمارهٔ ۸۶ای آنکه تو یوسف منی من یعقوبرباعی شمارهٔ ۸۷ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسبرباعی شمارهٔ ۸۸ای روی ترا غلام گلنار مخسبرباعی شمارهٔ ۸۹ای ماه جبین شبی تو مهوار مخسبرباعی شمارهٔ ۹۰این باد سحر محرم رازست مخسبرباعی شمارهٔ ۹۱ای یار که نیست همچو تو یار مخسبرباعی شمارهٔ ۹۲بردار حجابها به یکبار امشبرباعی شمارهٔ ۹۳بی‌جام در این دور شرابست شرابرباعی شمارهٔ ۹۴بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلبرباعی شمارهٔ ۹۵بیکار مشین درآ درآمیز شتابرباعی شمارهٔ ۹۶حاجت نبود مستی ما را به شرابرباعی شمارهٔ ۹۷خواب آمد و در چشم نبد موضع خوابرباعی شمارهٔ ۹۸دانی‌که چه می‌گوید این بانگ رباب‌؟رباعی شمارهٔ ۹۹در چشم آمد خیال آن دُر خوشابرباعی شمارهٔ ۱۰۰دل در هوس تو چون ربابست ربابرباعی شمارهٔ ۱۰۱ساقی در ده برای دیدار صوابرباعی شمارهٔ ۱۰۲سبحان‌الله من و تو ای در خوشابرباعی شمارهٔ ۱۰۳شب گردم گرد شهر چون باد و چو آبرباعی شمارهٔ ۱۰۴شب گشت درین سینه چه سوز است عجبرباعی شمارهٔ ۱۰۵علمی که تو را گره گشاید بطلبرباعی شمارهٔ ۱۰۶گر آب حیات خوشگواری ای خوابرباعی شمارهٔ ۱۰۷گرم آمد عاشقانه و چست شتابرباعی شمارهٔ ۱۰۸گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسبرباعی شمارهٔ ۱۰۹مستند مجردان اسرار امشبرباعی شمارهٔ ۱۱۰هستم به وصال دوست دلشاد امشبرباعی شمارهٔ ۱۱۱یارب یارب به حق تسبیح ربابرباعی شمارهٔ ۱۱۲یاری کن و یار باش ای یار مخسبرباعی شمارهٔ ۱۱۳آب حیوان در آب و گل پیدا نیسترباعی شمارهٔ ۱۱۴آری صنما بهانه خود کم بودترباعی شمارهٔ ۱۱۵آسوده کسی که در کم و بیشی نیسترباعی شمارهٔ ۱۱۶آمد بر من چو در کفم زر پنداشترباعی شمارهٔ ۱۱۷آن آتش ساده که ترا خورد و بکاسترباعی شمارهٔ ۱۱۸آن بت که جمال و زینت مجلس ماسترباعی شمارهٔ ۱۱۹آن پیش روی که جان او پیش صف استرباعی شمارهٔ ۱۲۰آن تلخ سخنها که چنان دل شکن استرباعی شمارهٔ ۱۲۱آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاسترباعی شمارهٔ ۱۲۲آن جان که از او دلبر ما شادانسترباعی شمارهٔ ۱۲۳آن جاه و جمالی که جهان‌افروز استرباعی شمارهٔ ۱۲۴آن چشم فراز از پی تاب شده استرباعی شمارهٔ ۱۲۵آن چشم که خون گشت غم او را جفت استرباعی شمارهٔ ۱۲۶آن چیست کز او سماعها را شرف استرباعی شمارهٔ ۱۲۷آن چیست که لذتست از او در صورترباعی شمارهٔ ۱۲۸آن خواجه که بار او همه قند تر استرباعی شمارهٔ ۱۲۹آن دم که مرا بگرد تو دورانسترباعی شمارهٔ ۱۳۰آن را که بود کار نه زین یارانسترباعی شمارهٔ ۱۳۱آن را که خدای چون تو یاری داده استرباعی شمارهٔ ۱۳۲آن را که غمی باشد و بتواند گفترباعی شمارهٔ ۱۳۳آن روح که بسته بود در نقش صفاترباعی شمارهٔ ۱۳۴آن روی ترش نیست چنینش فعل استرباعی شمارهٔ ۱۳۵آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما استرباعی شمارهٔ ۱۳۶آن شاه که خاک پای او تاج سر استرباعی شمارهٔ ۱۳۷آن شب که ترا به خواب بینم پیداسترباعی شمارهٔ ۱۳۸آن شه که ز چاکران بدخو نگریخترباعی شمارهٔ ۱۳۹آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخترباعی شمارهٔ ۱۴۰آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۱آنکس که امید یاری غم داده استرباعی شمارهٔ ۱۴۲آنکس که بروی خواب او رشک پریسترباعی شمارهٔ ۱۴۳آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده استرباعی شمارهٔ ۱۴۴آنکس که درون سینه را دل پنداشترباعی شمارهٔ ۱۴۵آنکس که ز سر عاشقی باخبر استرباعی شمارهٔ ۱۴۶آنکس که سرت برید غمخوار تو اوسترباعی شمارهٔ ۱۴۷آنکو ز نهال هوست خیزانسترباعی شمارهٔ ۱۴۸آن نور مبین که در جبین ما هسترباعی شمارهٔ ۱۴۹آواز تو ارمغانِ نفخ صور استرباعی شمارهٔ ۱۵۰از بسکه دل تو دام حیلت افراخترباعی شمارهٔ ۱۵۱از بی‌یاری ظریفتر یاری نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۲از جمله طمع بریدنم آسانسترباعی شمارهٔ ۱۵۳از حلقهٔ گوش از دلم باخبر استرباعی شمارهٔ ۱۵۴از دوستی دوست نگنجم در پوسترباعی شمارهٔ ۱۵۵از دیدن اغیار چو ما را مدد استرباعی شمارهٔ ۱۵۶از عهد مگو که او نه بر پای من استرباعی شمارهٔ ۱۵۷از کفر و ز اسلام برون صحرائیسترباعی شمارهٔ ۱۵۸از نوح سفینه ایست میراث نجاترباعی شمارهٔ ۱۵۹العین لفقدکم کثیرالعبراترباعی شمارهٔ ۱۶۰افغان کردم بر آن فغانم می‌سوخترباعی شمارهٔ ۱۶۱افکند مرا دلم به غوغا و گریخترباعی شمارهٔ ۱۶۲امروز چه روز است که خورشید دوتاسترباعی شمارهٔ ۱۶۳امروز در این خانه کسی رقصانسترباعی شمارهٔ ۱۶۴امروز من و جام صبوحی در دسترباعی شمارهٔ ۱۶۵امروز مه‌ام دست‌زنان آمده استرباعی شمارهٔ ۱۶۶امشب آمد خیال آن دلبر چسترباعی شمارهٔ ۱۶۷امشب شب آن دولت بی‌پایانسترباعی شمارهٔ ۱۶۸امشب شب آنست که جان شبهاسترباعی شمارهٔ ۱۶۹امشب شب من بسی ضعیف و زار استرباعی شمارهٔ ۱۷۰امشب منم و طواف کاشانهٔ دوسترباعی شمارهٔ ۱۷۱امشب هردل که همچو مه در طلب استرباعی شمارهٔ ۱۷۲اندر دل من درون و بیرون همه اوسترباعی شمارهٔ ۱۷۳اندر سر ما همت کاری دگر استرباعی شمارهٔ ۱۷۴انصاف بده که عشق نیکوکار استرباعی شمارهٔ ۱۷۵او پاک شده است و خام ار در حرم استرباعی شمارهٔ ۱۷۶ای آب حیات قطره از آب رخترباعی شمارهٔ ۱۷۷ای آمده بامداد شوریده و مسترباعی شمارهٔ ۱۷۸ای آنکه در این جهان چو تو پاکی نیسترباعی شمارهٔ ۱۷۹ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینسترباعی شمارهٔ ۱۸۰ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوسترباعی شمارهٔ ۱۸۱ای تن تو نمیری که چنان جان با تسترباعی شمارهٔ ۱۸۲ای جان جهان جان و جهان باقی نیسترباعی شمارهٔ ۱۸۳ای جان خبرت هست که جانان تو کیسترباعی شمارهٔ ۱۸۴ای جان ز دل تو بر دل من راهسترباعی شمارهٔ ۱۸۵ای حسرت خوبان جهان روی خوشترباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیاترباعی شمارهٔ ۱۸۷ای خواجه ترا غم جمال و جاهسترباعی شمارهٔ ۱۸۸ای در دل من نشسته شد وقت نشسترباعی شمارهٔ ۱۸۹ای دل تا ریش و خسته میدارندترباعی شمارهٔ ۱۹۰ای دل تو و درد او که درمان اینسترباعی شمارهٔ ۱۹۱ای دوست مکن که روزها را فرداسترباعی شمارهٔ ۱۹۲ای ذکر تو مانع تماشای تو دوسترباعی شمارهٔ ۱۹۳ای ساقی اگر سعادتی هست تراسترباعی شمارهٔ ۱۹۴ای ساقی جان مطرب ما را چه شده استرباعی شمارهٔ ۱۹۵ای شب چه شبی که روزها چاکر تسترباعی شمارهٔ ۱۹۶ای شب ز می تو مر مرا مستی نیسترباعی شمارهٔ ۱۹۷ای طالب اگر ترا سر این راهسترباعی شمارهٔ ۱۹۸ای عقل برو که عاقلی اینجا نیسترباعی شمارهٔ ۱۹۹ای فکر تو بر بسته نه پایت باز استرباعی شمارهٔ ۲۰۰ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنسترباعی شمارهٔ ۲۰۱ای لعل و عقیق و در و دریا و درسترباعی شمارهٔ ۲۰۲این بانگ خوش از جانب کیوان منسترباعی شمارهٔ ۲۰۳نه  چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۲۰۴این چرخ و فلکها که حد بینش ماسترباعی شمارهٔ ۲۰۵این جمله شرابهای بی‌جام کراسترباعی شمارهٔ ۲۰۶این جو که تراست هر کسی جویان نیسترباعی شمارهٔ ۲۰۷این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوسترباعی شمارهٔ ۲۰۸این شکل سفالین تنم جام دلسترباعی شمارهٔ ۲۰۹این عشق شهست و رایتش پیدا نیسترباعی شمارهٔ ۲۱۰این غمزه که می‌زنی ز نوری دگر استرباعی شمارهٔ ۲۱۱این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیسترباعی شمارهٔ ۲۱۲این فصل بهار نیست فصلی دگر استرباعی شمارهٔ ۲۱۳این گرمابه که خانهٔ دیوانسترباعی شمارهٔ ۲۱۴این مستی من ز بادهٔ حمرا نیسترباعی شمارهٔ ۲۱۵این من نه منم آنکه منم گوئی کیسترباعی شمارهٔ ۲۱۶این نعره عاشقان ، ز شمع طرب استرباعی شمارهٔ ۲۱۷این همدم اندرون که دم میدهدترباعی شمارهٔ ۲۱۸ای هر بیدار با خبرهای تو خفترباعی شمارهٔ ۲۱۹ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبترباعی شمارهٔ ۲۲۰ای همچو خر و گاو که و جو طلبترباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفترباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفترباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریخترباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشسترباعی شمارهٔ ۲۲۵با دل گفتم که دل از او جیحونسترباعی شمارهٔ ۲۲۶باران به سر گرم دلی بر میریخترباعی شمارهٔ ۲۲۷با روز بجنگیم که چون روز گذشترباعی شمارهٔ ۲۲۸بازآی که یار بر سر پیمانسترباعی شمارهٔ ۲۲۹با شاه هر آنکسی که در خرگاهسترباعی شمارهٔ ۲۳۰با شب گفتم گر بمهت ایمانسترباعی شمارهٔ ۲۳۱با شب میگو که روز ما را شب نیسترباعی شمارهٔ ۲۳۲با عشق کلاه بر کمر دوز خوش استرباعی شمارهٔ ۲۳۳با عشق نشین که گوهر کان تو استرباعی شمارهٔ ۲۳۴با ما ز ازل رفته قراری دگر استرباعی شمارهٔ ۲۳۵با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیسترباعی شمارهٔ ۲۳۶با هرکه نشستی و نشد جمع دلترباعی شمارهٔ ۲۳۷با هستی و نیستیم بیگانگی استرباعی شمارهٔ ۲۳۸پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دسترباعی شمارهٔ ۲۳۹پائی که همی رفت به سروستان مسترباعی شمارهٔ ۲۴۰برجه که سماع روح برپای شده استرباعی شمارهٔ ۲۴۱برخیز و طواف کن بر آن قطب نجاترباعی شمارهٔ ۲۴۲برکان شکر چند مگس را غوغاسترباعی شمارهٔ ۲۴۳بر ما رقم خطا پرستی همه هسترباعی شمارهٔ ۲۴۴بر من در وصل بسته میدارد دوسترباعی شمارهٔ ۲۴۵پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرارباعی شمارهٔ ۲۴۶بر هر جائیکه سرنهم مسجود اوسترباعی شمارهٔ ۲۴۷بر هر جزوم نشان معشوق منسترباعی شمارهٔ ۲۴۸بستم سر خم باده و بوی برفترباعی شمارهٔ ۲۴۹بگذشت سوار غیب و گردی برخاسترباعی شمارهٔ ۲۵۰بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفترباعی شمارهٔ ۲۵۱پی بر به جهانی که چو خون در رگ ماسترباعی شمارهٔ ۲۵۲بیچاره‌تر از عاشق بیصبر کجاسترباعی شمارهٔ ۲۵۳بی‌دیده اگر راه روی عین خطاسترباعی شمارهٔ ۲۵۴بیرون ز تن و جان و روان درویش استرباعی شمارهٔ ۲۵۵بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیسترباعی شمارهٔ ۲۵۶بیرون ز جهان و جان یکی دایهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۲۵۷بی‌یار نماند هرکه با یار بساخترباعی شمارهٔ ۲۵۸تا این فلکِ آینه‌گون بر کار استرباعی شمارهٔ ۲۵۹تا با تو ز هستی تو هستی باقیسترباعی شمارهٔ ۲۶۰تا چهرهٔ آفتاب جان رخشانسترباعی شمارهٔ ۲۶۱تا حاصل دردم سبب درمان گشترباعی شمارهٔ ۲۶۲تا در دل من صورت آن رشک پریسترباعی شمارهٔ ۲۶۳تا ظن نبری دور زمانم کشته استرباعی شمارهٔ ۲۶۴تا ظن نبری که این زمین بیهوشسترباعی شمارهٔ ۲۶۵تا عرش ز سودای رخش ولوله‌هاسترباعی شمارهٔ ۲۶۶تا من بزیم پیشه و کارم اینسترباعی شمارهٔ ۲۶۷تا مهر نگار باوفایم بگرفترباعی شمارهٔ ۲۶۸تنها نه همین خنده و سیماش خوشسترباعی شمارهٔ ۲۶۹توبه چه کنم که توبه‌ام سایهٔ تسترباعی شمارهٔ ۲۷۰توبه کردم که تا که جانم برجاسترباعی شمارهٔ ۲۷۱توبه که دل خویش چو آهن کرده استرباعی شمارهٔ ۲۷۲تو سیر شدی من نشدم درمان چیسترباعی شمارهٔ ۲۷۳تو کان جهانی و جهان نیم جو استرباعی شمارهٔ ۲۷۴تهدید عدو چه بشنود عاشق راسترباعی شمارهٔ ۲۷۵جانا غم تو ز هرچه گویی بتر استرباعی شمارهٔ ۲۷۶جانم بر آن جان جهان رو کرده استرباعی شمارهٔ ۲۷۷جان و سر آن یار که او پرده‌در استرباعی شمارهٔ ۲۷۸جانی که به راه عشق تو در خطر استرباعی شمارهٔ ۲۷۹جانی که حریف بود بیگانه شده استرباعی شمارهٔ ۲۸۰جانی که شراب عشق ز آن سو خورده استرباعی شمارهٔ ۲۸۱جانی و جهانی و جهان با تو خوش استرباعی شمارهٔ ۲۸۲حسنت که همه جهان فسونش بگرفترباعی شمارهٔ ۲۸۳چشم تو ز روزگار خونریزتر استرباعی شمارهٔ ۲۸۴چشمی دارم همه پر از صورت دوسترباعی شمارهٔ ۲۸۵چنگی صنمی که ساز چنگش بنواسترباعی شمارهٔ ۲۸۶چون دانستم که عشق پیوست منسترباعی شمارهٔ ۲۸۷چون دلبر من میان دلداران نیسترباعی شمارهٔ ۲۸۸چون دید مرا مست بهم برزد دسترباعی شمارهٔ ۲۸۹ترشی تو چرا مگر شکربارت نیسترباعی شمارهٔ ۲۹۰چیزیست که در تو بی تو جویان ویسترباعی شمارهٔ ۲۹۱حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریسترباعی شمارهٔ ۲۹۲حاشا که دلم ز شب‌نشینی سیر استرباعی شمارهٔ ۲۹۳خاک قدمت سعادت جان من استرباعی شمارهٔ ۲۹۴خواهی که ترا کشف شود هستی دوسترباعی شمارهٔ ۲۹۵خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیسترباعی شمارهٔ ۲۹۶خورشید رخت ز آسمان بیرونسترباعی شمارهٔ ۲۹۷خورشید و ستارگان و بدرِ ما اوسترباعی شمارهٔ ۲۹۸خیزید که آن یار سعادت برخاسترباعی شمارهٔ ۲۹۹دایم ز ولایت علی خواهم گفترباعی شمارهٔ ۳۰۰در باغ من ار سرو و اگر گلزار استرباعی شمارهٔ ۳۰۱در بتکده تا خیال معشوقهٔ ما استرباعی شمارهٔ ۳۰۲در خواب مهی دوش روانم دیده استرباعی شمارهٔ ۳۰۳در دایرهٔ وجود موجود علیسترباعی شمارهٔ ۳۰۴در دیدهٔ صورت ار ترا دامی هسترباعی شمارهٔ ۳۰۵در راه طلب عاقل و دیوانه یکیسترباعی شمارهٔ ۳۰۶در صورت تست آنچه معنا همه اوسترباعی شمارهٔ ۳۰۷در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر استرباعی شمارهٔ ۳۰۸در عشق اگر چه که قدم بر قدم استرباعی شمارهٔ ۳۰۹در عشق تو هر حیله که کردم هیچسترباعی شمارهٔ ۳۱۰در عشق که جز می بقا خوردن نیسترباعی شمارهٔ ۳۱۱در عهد و وفا چنانکه دلدار منسترباعی شمارهٔ ۳۱۲در کوی غم تو صبر بی‌فرمانسترباعی شمارهٔ ۳۱۳در مجلس عشّاق قراری دگر استرباعی شمارهٔ ۳۱۴در مرگ، حیاتِ اهل داد و دین استرباعی شمارهٔ ۳۱۵در من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟رباعی شمارهٔ ۳۱۶در نِه قدم ار چه راه بی‌پایانسترباعی شمارهٔ ۳۱۷در نِه قدمی که چشمهٔ حیوانسترباعی شمارهٔ ۳۱۸در وصل، جمالش گلِ خندانِ منسترباعی شمارهٔ ۳۱۹درویشی و عاشقی به هم سلطانیسترباعی شمارهٔ ۳۲۰دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواسترباعی شمارهٔ ۳۲۱دلتنگم و دیدار تو درمان منسترباعی شمارهٔ ۳۲۲دلدار اگر مرا بِدِراند پوسترباعی شمارهٔ ۳۲۳دلدار ز پرده‌ای کز آن سوسو نیسترباعی شمارهٔ ۳۲۴دلدار ظریف است و گناهش اینسترباعی شمارهٔ ۳۲۵دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست؟رباعی شمارهٔ ۳۲۶دل در بر من زنده برای غم تسترباعی شمارهٔ ۳۲۷دل در بَرِ هر که هست، از دلبر ماسترباعی شمارهٔ ۳۲۸دل رفت برِ کسی که بیماش خوش استرباعی شمارهٔ ۳۲۹دل رفت و سرِ راهِ دلْ‌اِستان بگرفترباعی شمارهٔ ۳۳۰دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشسترباعی شمارهٔ ۳۳۱دل یاد تو کرد چون طرب می‌انگیخترباعی شمارهٔ ۳۳۲دور است ز تو نظر بهانه اینسترباعی شمارهٔ ۳۳۳دوش از سر لطف یار در من نگریسترباعی شمارهٔ ۳۳۴دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریسترباعی شمارهٔ ۳۳۵دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا استرباعی شمارهٔ ۳۳۶راهی ز زبان ما به دل پیوسته استرباعی شمارهٔ ۳۳۷روزی ترش است و دیدهٔ ابر تر استرباعی شمارهٔ ۳۳۸روزی که تو را ببینم آدینهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۳۳۹روزی که مرا به نزد تو دورانسترباعی شمارهٔ ۳۴۰زان روز که چشم من به رویت نگریسترباعی شمارهٔ ۳۴۱زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر استرباعی شمارهٔ ۳۴۲زان رونق هر سماع آواز دف استرباعی شمارهٔ ۳۴۳زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوسترباعی شمارهٔ ۳۴۴زان می مستم که نقش جامش عشق استرباعی شمارهٔ ۳۴۵سرسبز بود خاک که آبش یار استرباعی شمارهٔ ۳۴۶سر سخن دوست نمیارم گفترباعی شمارهٔ ۳۴۷سرگشته چو آسیای گردان کنمترباعی شمارهٔ ۳۴۸سرگشته دلا به دوست از جان راهسترباعی شمارهٔ ۳۴۹سرمایهٔ عقل مرد دیوانگیسترباعی شمارهٔ ۳۵۰سلطان ملاحت، مه موزون منسترباعی شمارهٔ ۳۵۱سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشترباعی شمارهٔ ۳۵۲شاگرد تو است دل که عشق آموز استرباعی شمارهٔ ۳۵۳شاهی که شفیع هر گنه بود برفترباعی شمارهٔ ۳۵۴شب رو که شبت راهبر اسرار استرباعی شمارهٔ ۳۵۵شمشیر ازل بدست مردان خداسترباعی شمارهٔ ۳۵۶شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاسترباعی شمارهٔ ۳۵۷صد بار بگفتمت، چه هشیار و چه مسترباعی شمارهٔ ۳۵۸عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیسترباعی شمارهٔ ۳۵۹عشق آمد و توبه را چو شیشه بشِْکسترباعی شمارهٔ ۳۶۰عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوسترباعی شمارهٔ ۳۶۱عشقت به دلم درآمد و شاد برفترباعی شمارهٔ ۳۶۲عشق تو چنین حکیم و استاد چراسترباعی شمارهٔ ۳۶۳عشق تو در اطراف گیائی میتاخترباعی شمارهٔ ۳۶۴عشقی که از او وجود بی‌جان میزیسترباعی شمارهٔ ۳۶۵عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماسترباعی شمارهٔ ۳۶۶عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفترباعی شمارهٔ ۳۶۷عمریست که جان بنده بی‌خویشتن استرباعی شمارهٔ ۳۶۸قومی غمگین و خود ندان غم ز کجاسترباعی شمارهٔ ۳۶۹گر آتش دل نیست پس این دود چراسترباعی شمارهٔ ۳۷۰گر آه کنم آه بدین قانع نیسترباعی شمارهٔ ۳۷۱گر باد بر آن زلف پریشان زندترباعی شمارهٔ ۳۷۲گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفترباعی شمارهٔ ۳۷۳گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفترباعی شمارهٔ ۳۷۴گر دامن وصل تو کشم جنگی نیسترباعی شمارهٔ ۳۷۵گر در وصلی بهشت یا باغ اینسترباعی شمارهٔ ۳۷۶گر دف نبود نیشکر او دف ماسترباعی شمارهٔ ۳۷۷گر شرم همی از آن و این باید داشترباعی شمارهٔ ۳۷۸گرمای تموز از دل پردرد شماسترباعی شمارهٔ ۳۷۹گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفترباعی شمارهٔ ۳۸۰کس دل ندهد بدو که خونخوار منسترباعی شمارهٔ ۳۸۱کس نیست که اندر هوسی شیدا نیسترباعی شمارهٔ ۳۸۲گفتار تو زر و فعلت ارزیزین استرباعی شمارهٔ ۳۸۳گفتا که بیا سماع در کار شده‌استرباعی شمارهٔ ۳۸۴گفتا که شکست توبه بازآمد مسترباعی شمارهٔ ۳۸۵گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفترباعی شمارهٔ ۳۸۶گفتم چشمم که هست خاک کویترباعی شمارهٔ ۳۸۷گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانسترباعی شمارهٔ ۳۸۸گفتم عشقت مرا بت و خویش منسترباعی شمارهٔ ۳۸۹گفتم که بیا بچشم من درنگریسترباعی شمارهٔ ۳۹۰گفتند که دل دگر هوائی می‌پخترباعی شمارهٔ ۳۹۱گفتم که دلم آلت و انگاز منسترباعی شمارهٔ ۳۹۲گفتند که شش جهت همه نور خداسترباعی شمارهٔ ۳۹۳گفتی چونی بنده چنانست که هسترباعی شمارهٔ ۳۹۴گفتی گشتم ملول و سودام گرفترباعی شمارهٔ ۳۹۵کم باد سَری که آن سَران را پا نیسترباعی شمارهٔ ۳۹۶کوچک بودن بزرگ را کوچک نیسترباعی شمارهٔ ۳۹۷گویند بیا به باغ کانجا لاغ استرباعی شمارهٔ ۳۹۸گویند که صاحب فنون عقل کل استرباعی شمارهٔ ۳۹۹گویند که عشق عاقبت تسکین استرباعی شمارهٔ ۴۰۰گویند مرا که این همه درد چراسترباعی شمارهٔ ۴۰۱لطف تو جهانی و قرانی افراشترباعی شمارهٔ ۴۰۲ما را به جز این زبان ، زبانی دگر استرباعی شمارهٔ ۴۰۳ما را بدم پیر نگه نتوان داشترباعی شمارهٔ ۴۰۴ما عاشق عشقیم که عشق است نجاترباعی شمارهٔ ۴۰۵ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر استرباعی شمارهٔ ۴۰۶ماه عید است و خلق زیر و زبر استرباعی شمارهٔ ۴۰۷ماهی تو که فتنه‌ای ندارم ز تو دسترباعی شمارهٔ ۴۰۸ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاسترباعی شمارهٔ ۴۰۹مرغ جان را میل سوی بالا نیسترباعی شمارهٔ ۴۱۰مرغ دل من چو ترک این دانه گرفترباعی شمارهٔ ۴۱۱مر وصل ترا هزار صاحب هوس استرباعی شمارهٔ ۴۱۲مست است دو چشم از دو چشم مستترباعی شمارهٔ ۴۱۳مستم ز خمار عبهر جادویترباعی شمارهٔ ۴۱۴مستی ز ره آمد و بما در پیوسترباعی شمارهٔ ۴۱۵معشوق شراب‌خوار و بیسامانسترباعی شمارهٔ ۴۱۶من آن توام کام منت باید جسترباعی شمارهٔ ۴۱۷من بندهٔ آن کسم که بیماش خوش استرباعی شمارهٔ ۴۱۸من زان جانم که جانها را جانسترباعی شمارهٔ ۴۱۹منصور حلاجی که اناالحق میگفترباعی شمارهٔ ۴۲۰من کوهم و قال من صدای یار استرباعی شمارهٔ ۴۲۱من محو خدایم و خدا آن منسترباعی شمارهٔ ۴۲۲میدان که درون تو مثال غاریسترباعی شمارهٔ ۴۲۳می‌گریم زار و یار گوید زرقسترباعی شمارهٔ ۴۲۴می‌گفت یکی پری که او ناپیداسترباعی شمارهٔ ۴۲۵مینال که آن ناله شنو همسایه استرباعی شمارهٔ ۴۲۶ناگاه بروئید یکی شاخ نباترباعی شمارهٔ ۴۲۷ناگه ز درم درآمد آن دلبر مسترباعی شمارهٔ ۴۲۸نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۴۲۹نی با تو دمی نشستنم سامانسترباعی شمارهٔ ۴۳۰نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشترباعی شمارهٔ ۴۳۱هان ای دل خسته روز مردانگیسترباعی شمارهٔ ۴۳۲هجران خواهی طریق عشاقانسترباعی شمارهٔ ۴۳۳هر جان عزیز کو شناسای رهسترباعی شمارهٔ ۴۳۴هر جان که از او دلبر ما شادانسترباعی شمارهٔ ۴۳۵هر چند به حلم یار ما جورکش استرباعی شمارهٔ ۴۳۶هر چند شکر لذّت جان و جگر استرباعی شمارهٔ ۴۳۷هرچند فراق پشت امید شکسترباعی شمارهٔ ۴۳۸هرچند که بار آن شترها شکر استرباعی شمارهٔ ۴۳۹هر درویشی که در شکست خویش استرباعی شمارهٔ ۴۴۰هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداسترباعی شمارهٔ ۴۴۱هر ذره که در هوا و در کیوانسترباعی شمارهٔ ۴۴۲هر ذره که در هوا و در هامون استرباعی شمارهٔ ۴۴۳هر ذره و هر خیال چون بیداریسترباعی شمارهٔ ۴۴۴هر روز به نو برآید آن دلبر مسترباعی شمارهٔ ۴۴۵هر روز حجاب بیقراران بیش استرباعی شمارهٔ ۴۴۶هر روز دلم در غم تو زارتر استرباعی شمارهٔ ۴۴۷هر روز دل مرا سماع و طربیسترباعی شمارهٔ ۴۴۸هر صورت کاید به از او امکان هسترباعی شمارهٔ ۴۴۹هرگز ز دماغ بنده بوی تو نرفترباعی شمارهٔ ۴۵۰هشیار اگر زر است و گر زرین استرباعی شمارهٔ ۴۵۱هم عابد و هم زاهد و هم خونریز استرباعی شمارهٔ ۴۵۲یاری که به حسن از صفت افزونسترباعی شمارهٔ ۴۵۳یاری که به نزد او گل و خار یکیسترباعی شمارهٔ ۴۵۴یاری که غمش دوای هر بیمار استرباعی شمارهٔ ۴۵۵یکبار بمُردَم و مرا کس نَگِریسترباعی شمارهٔ ۴۵۶یک چَشمِ من از روز جدائی بگریسترباعی شمارهٔ ۴۵۷ای آنکه کنی کون و مکانرا محدثرباعی شمارهٔ ۴۵۸ما را چو ز عشق می‌شود راست مزاجرباعی شمارهٔ ۴۵۹اندر سر من نبود جز رای صلاحرباعی شمارهٔ ۴۶۰آبی که از این دیده چو خون می‌ریزدرباعی شمارهٔ ۴۶۱آنان که محققان این درگاهندرباعی شمارهٔ ۴۶۲آن تازه تنی که در بلای تو بودرباعی شمارهٔ ۴۶۳آنجا بنشین که همنشین مردانندرباعی شمارهٔ ۴۶۴آنجا که بهر سخن دل ما گرددرباعی شمارهٔ ۴۶۵آن خوبانی که فتنهٔ بتکده‌اندرباعی شمارهٔ ۴۶۶آن دشمنِ دوست‌روی دیدی که چه کردرباعی شمارهٔ ۴۶۷آن دل که به شاهد نهان درنگردرباعی شمارهٔ ۴۶۸آندم که ز افلاک گهر ریز کندرباعی شمارهٔ ۴۶۹آن ذره که جز همدم خورشید نشدرباعی شمارهٔ ۴۷۰آن راحت جان گرد دلم میگرددرباعی شمارهٔ ۴۷۱آنرا که بضاعت قناعت باشدرباعی شمارهٔ ۴۷۲آن را که به علم و عقل افراشته‌اندرباعی شمارهٔ ۴۷۳آن را که خدای ناف بر عشق بریدرباعی شمارهٔ ۴۷۴آنرا که ز عشق دوست بیداد رسدرباعی شمارهٔ ۴۷۵آن را منگر که ذوفنون آید مردرباعی شمارهٔ ۴۷۶آن رفت که بودمی من از عشق تو شادرباعی شمارهٔ ۴۷۷آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشیدرباعی شمارهٔ ۴۷۸آن روز که جانم ره کیوان گیردرباعی شمارهٔ ۴۷۹آن روز که چشم تو ز من برگرددرباعی شمارهٔ ۴۸۰آن روز که روز ابر و باران باشدرباعی شمارهٔ ۴۸۱آن روز که عشق با دلم بستیزدرباعی شمارهٔ ۴۸۲آن روز که کار وصل را ساز آیدرباعی شمارهٔ ۴۸۳آن روز که مهر کان گردون زده‌اندرباعی شمارهٔ ۴۸۴آن سر که بود بی‌خبر از می خسبدرباعی شمارهٔ ۴۸۵آن طرفه جماعتی که جانشان بکشدرباعی شمارهٔ ۴۸۶آن عشق که برق و بوش تا خلق رسیدرباعی شمارهٔ ۴۸۷آن کان نبات و تنگ شکر نامدرباعی شمارهٔ ۴۸۸آن کز تو خدای این گدا می‌خواهدرباعی شمارهٔ ۴۸۹آن کس که بر آتش جهانم بنهادرباعی شمارهٔ ۴۹۰آن کس که ترا بیند و خندان نشودرباعی شمارهٔ ۴۹۱آن کس که ترا شناخت جان را چه کندرباعی شمارهٔ ۴۹۲آن کس که از آب و گل نگاری داردرباعی شمارهٔ ۴۹۳آن کس که ز چرخ نیم نانی داردرباعی شمارهٔ ۴۹۴آن کس که ز دل دم اناالحق میزدرباعی شمارهٔ ۴۹۵آن کس که مرا به صدق اقرار کندرباعی شمارهٔ ۴۹۶آن کیست که بیرون درون مینگردرباعی شمارهٔ ۴۹۷آن لحظه که آن سرو روانم برسیدرباعی شمارهٔ ۴۹۸آن لحظه که از پیرهنت بوی رسدرباعی شمارهٔ ۴۹۹آن نزدیکی که دلستان را باشدرباعی شمارهٔ ۵۰۰آن وسوسه‌ای که شرمها را ببردرباعی شمارهٔ ۵۰۱آنها که بآتش خزان سوخته‌اندرباعی شمارهٔ ۵۰۲آنها که به کوی عارفان افتادندرباعی شمارهٔ ۵۰۳آنها که چو آب صافی و ساده روندرباعی شمارهٔ ۵۰۴آنها که دل از الست مست آوردندرباعی شمارهٔ ۵۰۵آنها که شب و روز ترا بر اثرندرباعی شمارهٔ ۵۰۶آن یار که از طبیب دل بربایدرباعی شمارهٔ ۵۰۷آن یار که عقلها شکارش میشدرباعی شمارهٔ ۵۰۸آهو بدود چو در پیش سگ بیندرباعی شمارهٔ ۵۰۹اجری ده ارواحی و سلطان ابدرباعی شمارهٔ ۵۱۰از آب حیات دوست بیمار نماندرباعی شمارهٔ ۵۱۱از آتش سودای توام تابی بودرباعی شمارهٔ ۵۱۲از آتش عشق تو جوانی خیزدرباعی شمارهٔ ۵۱۳از آتش عشق دوست تفها بزنیدرباعی شمارهٔ ۵۱۴از آتش عشق سردها گرم شودرباعی شمارهٔ ۵۱۵از آدمیی دمی بجائی ارزدرباعی شمارهٔ ۵۱۶از تاب تو، بی یار  عدو میماندرباعی شمارهٔ ۵۱۷از خاک کف پات سران حیرانندرباعی شمارهٔ ۵۱۸از درد چو جان تو به فریاد آیدرباعی شمارهٔ ۵۱۹از دیدن روئیکه ترا دیده بودرباعی شمارهٔ ۵۲۰از شبنم عشق خاک آدم گل شدرباعی شمارهٔ ۵۲۱از شربت سودای تو هر جان که مزیدرباعی شمارهٔ ۵۲۲از عشق تو دریا همه شور انگیزدرباعی شمارهٔ ۵۲۳از عشق دلا ، نه بر زیان خواهی شدرباعی شمارهٔ ۵۲۴از لشکر صبرم علمی بیش نماندرباعی شمارهٔ ۵۲۵از لطف تو هیچ بنده نومید نشدرباعی شمارهٔ ۵۲۶از ما بت عیار گریزان باشدرباعی شمارهٔ ۵۲۷از نیکی تو طبع بداندیش نماندرباعی شمارهٔ ۵۲۸از یاد خدای مرد مطلق خیزدرباعی شمارهٔ ۵۲۹افسوس که طبع دلفروزیت نبودرباعی شمارهٔ ۵۳۰اکنون که رخت جان جهانی بربودرباعی شمارهٔ ۵۳۱امروز خوش است هر که او جان داردرباعی شمارهٔ ۵۳۲امروز ز ما یار جنون میخواهدرباعی شمارهٔ ۵۳۳امشب چه لطیف و با نوا میگذردرباعی شمارهٔ ۵۳۴امشب ساقی به مشک می گردان کردرباعی شمارهٔ ۵۳۵امشب شب آن نیست که از خانه روندرباعی شمارهٔ ۵۳۶اندر دل بی‌وفا غم و ماتم بادرباعی شمارهٔ ۵۳۷اندر رمضان خاک تو زر می‌گرددرباعی شمارهٔ ۵۳۸اندر ره فقر دیده نادیده کنندرباعی شمارهٔ ۵۳۹اندر طلب آن قوم که بشتافته‌اندرباعی شمارهٔ ۵۴۰اندیشهٔ هشیار تو هشیار کشدرباعی شمارهٔ ۵۴۱انوار صلاح دین برانگیخته بادرباعی شمارهٔ ۵۴۲اول که رخم زرد و دلم پرخون بودرباعی شمارهٔ ۵۴۳ای آنکه ز تو مشکلم آسان گرددرباعی شمارهٔ ۵۴۴ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زدرباعی شمارهٔ ۵۴۵ای از قدمت خاک زمین خرم و شادرباعی شمارهٔ ۵۴۶ای اطلس دعوی ترا معنی بردرباعی شمارهٔ ۵۴۷ایام وصال یار گوئی که نبودرباعی شمارهٔ ۵۴۸ای اهل صفا که در جهان گردانیدرباعی شمارهٔ ۵۴۹ای اهل مناجات که در محرابیدرباعی شمارهٔ ۵۵۰ای دل اثر صبح گه شام که دیدرباعی شمارهٔ ۵۵۱ای دل اگرت رضای دلبر بایدرباعی شمارهٔ ۵۵۲ای دل این ره به قیل و قالت ندهندرباعی شمارهٔ ۵۵۳ای دل سر آرزو به پای اندر بندرباعی شمارهٔ ۵۵۴ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزادرباعی شمارهٔ ۵۵۵ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنندرباعی شمارهٔ ۵۵۶ای سرو روان باد خزانت مرسادرباعی شمارهٔ ۵۵۷ای عشق ترا پری و انسان دانندرباعی شمارهٔ ۵۵۸ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدیدرباعی شمارهٔ ۵۵۹ای عشق که جانها اثرِ جان تُوَندرباعی شمارهٔ ۵۶۰ای قوم که برتر از مه و مهتابیدرباعی شمارهٔ ۵۶۱ای لشکر عشق اگرچه بس جباریدرباعی شمارهٔ ۵۶۲ای مرغ عجب که صید تو شیرانندرباعی شمارهٔ ۵۶۳این پردهٔ دل دگر مکن تا نرودرباعی شمارهٔ ۵۶۴این تنهائی هزار جان بیش ارزدرباعی شمارهٔ ۵۶۵ای نرم دلانیکه وفا میکاریدرباعی شمارهٔ ۵۶۶این سر که در این سینهٔ ما میگرددرباعی شمارهٔ ۵۶۷این صورت آدمی که درهم بستندرباعی شمارهٔ ۵۶۸این طرفه که یار در دل من گنجدرباعی شمارهٔ ۵۶۹این عشق به جانب دلیران گرددرباعی شمارهٔ ۵۷۰این مست به باده‌ای دگر می‌گرددرباعی شمارهٔ ۵۷۱این واقعه را سخت بگیری شایدرباعی شمارهٔ ۵۷۲بار دگر این خسته جگر باز آمدرباعی شمارهٔ ۵۷۳با روی تو هیچکس ز باغ اندیشدرباعی شمارهٔ ۵۷۴با سود وصال تو زیانت نرسدرباعی شمارهٔ ۵۷۵با هرکه دمی عشق تو آمیخته شدرباعی شمارهٔ ۵۷۶بخشای بر آن بنده که خوابش نبودرباعی شمارهٔ ۵۷۷بر بنده بخند تا ثوابت باشدرباعی شمارهٔ ۵۷۸بر خاک نظر کند چو بر ما گذردرباعی شمارهٔ ۵۷۹پرسیدم از آن کسی که برهان داندرباعی شمارهٔ ۵۸۰پرسید مهم که چشم تو مه را دیدرباعی شمارهٔ ۵۸۱برقی که ز میغ آن جهان روی نمودرباعی شمارهٔ ۵۸۲بر گور من آن کو گذرد مست شودرباعی شمارهٔ ۵۸۳بر یار نظر کنم خجل می‌گرددرباعی شمارهٔ ۵۸۴بس درمان‌ها کان مدد درد شودرباعی شمارهٔ ۵۸۵بسیار تو را خسته‌روان باید شدرباعی شمارهٔ ۵۸۶بشنو اگرت تاب شنیدن باشدرباعی شمارهٔ ۵۸۷بعضی به صفات حیدر کرار‌ندرباعی شمارهٔ ۵۸۸بویت آمد‌، گریز را روی نماندرباعی شمارهٔ ۵۸۹بوی دم مقبلان چو گل خوش باشدرباعی شمارهٔ ۵۹۰بی‌بحر صفا گوهر ما سنگ آمدرباعی شمارهٔ ۵۹۱بی‌تو جانا قرار نتوانم کردرباعی شمارهٔ ۵۹۲بیت و غزل و شعر مرا آب ببردرباعی شمارهٔ ۵۹۳بیدار شو ای دل که جهان می‌گذردرباعی شمارهٔ ۵۹۴پیران خرابات غمت بسیارندرباعی شمارهٔ ۵۹۵بی‌زارم از آن آب که آتش نشودرباعی شمارهٔ ۵۹۶بیزارم از آن لعل که پیروزه بودرباعی شمارهٔ ۵۹۷بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشودرباعی شمارهٔ ۵۹۸بیمارم و غم در امتحانم داردرباعی شمارهٔ ۵۹۹بی‌من به زبان من سخن می‌آیدرباعی شمارهٔ ۶۰۰پیوسته سرت سبز و لبت خندان بادرباعی شمارهٔ ۶۰۱بی‌یاری تو دل بسوی یار نشدرباعی شمارهٔ ۶۰۲تا با غم عشق تو مرا کار افتادرباعی شمارهٔ ۶۰۳تا بنده ز خود فانی مطلق نشودرباعی شمارهٔ ۶۰۴تا تو بخودی ترا به خود ره ندهندرباعی شمارهٔ ۶۰۵تا در دل من عشق تو اندوخته شدرباعی شمارهٔ ۶۰۶تا در طلب مات همی کام بودرباعی شمارهٔ ۶۰۷تا رهبر تو طبع بدآموز بودرباعی شمارهٔ ۶۰۸تا سر نشود یقین که سرکش نشودرباعی شمارهٔ ۶۰۹تا گوهر جان در این طبایع افتادرباعی شمارهٔ ۶۱۰تا مدرسه و مناره ویران نشودرباعی شمارهٔ ۶۱۱نایی ببرید از نیستان استادرباعی شمارهٔ ۶۱۲تا یک هستی ز آسمان می‌آیدرباعی شمارهٔ ۶۱۳تنها بمرو که رهزنان بسیارندرباعی شمارهٔ ۶۱۴تو جانی و هر زنده غم جان بکشدرباعی شمارهٔ ۶۱۵تو هیچ نه‌ای و هیچ تو به ز وجودرباعی شمارهٔ ۶۱۶تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهیدرباعی شمارهٔ ۶۱۷جامی که بگیرم میش انوار بودرباعی شمارهٔ ۶۱۸جانا تبش عشق به غایت برسیدرباعی شمارهٔ ۶۱۹جان باز که وصل او به دستان ندهندرباعی شمارهٔ ۶۲۰جان چو سمندرم نگاری داردرباعی شمارهٔ ۶۲۱جان را جستم ببحر مرجان آمدرباعی شمارهٔ ۶۲۲جان روی به عالم همایون آوردرباعی شمارهٔ ۶۲۳جان کیست که او بدیده کار تو کندرباعی شمارهٔ ۶۲۴جان محرم درگاه همی باید بردرباعی شمارهٔ ۶۲۵جانم ز هواهای تو یادی داردرباعی شمارهٔ ۶۲۶جانیکه در او از تو خیالی باشدرباعی شمارهٔ ۶۲۷جائیکه در او چون تو نگاری باشدرباعی شمارهٔ ۶۲۸جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماندرباعی شمارهٔ ۶۲۹جز صحبت عاشقان و مستان مپسندرباعی شمارهٔ ۶۳۰چشمت صنما هزار دلدار کشدرباعی شمارهٔ ۶۳۱چشم تو هزار سحر مطلق داردرباعی شمارهٔ ۶۳۲چشمی که نظر بدان گل و لاله کندرباعی شمارهٔ ۶۳۳جودت همه آن کند که دریا نکندرباعی شمارهٔ ۶۳۴جوزی که درونش مغز شیرین باشدرباعی شمارهٔ ۶۳۵چون بدنامی بروزگاری افتدرباعی شمارهٔ ۶۳۶چون خمر تو در ساغر ما در ریزندرباعی شمارهٔ ۶۳۷چون دیده بر آن عارض چون سیم افتادرباعی شمارهٔ ۶۳۸چون دیده برفت توتیای تو چه سودرباعی شمارهٔ ۶۳۹چون روز وصال یار ما نیست پدیدرباعی شمارهٔ ۶۴۰چون زیر افکند در عراق آمیزدرباعی شمارهٔ ۶۴۱چون شاهد پوشیده خرامان گرددرباعی شمارهٔ ۶۴۲چون صبح ولای حق دمیدن گیردرباعی شمارهٔ ۶۴۳چون صورت تو در دل ما بازآیدرباعی شمارهٔ ۶۴۴چون نیستی تو محض اقرار بودرباعی شمارهٔ ۶۴۵حاشا که دل از عشق جهانرا نگردرباعی شمارهٔ ۶۴۶خاک توام و خدای حق میداندرباعی شمارهٔ ۶۴۷خاموش مرا ز گفت, گفتار تو کردرباعی شمارهٔ ۶۴۸خوابم ز خیال روی تو پشت بدادرباعی شمارهٔ ۶۴۹خواهم گردی که از هوای تو رسدرباعی شمارهٔ ۶۵۰خواهم که دلم با غم هم‌خو باشدرباعی شمارهٔ ۶۵۱خورشید که باشد که بروی تو رسدرباعی شمارهٔ ۶۵۲خورشید که در خانه بقا می نکندرباعی شمارهٔ ۶۵۳خورشید مگر بسته به پیشت میردرباعی شمارهٔ ۶۵۴خوش عادت خوش خو که محمد داردرباعی شمارهٔ ۶۵۵خون دل عاشقان چو جیحون گرددرباعی شمارهٔ ۶۵۶دامان جلال تو ز دستم نشودرباعی شمارهٔ ۶۵۷دانی صوفی بهر چه بسیار خوردرباعی شمارهٔ ۶۵۸در باغ آیید و سبز پوشان نگریدرباعی شمارهٔ ۶۵۹در باغ هزار شاهد مهرو بودرباعی شمارهٔ ۶۶۰در بندم از آن دو زلف بند اندر بندرباعی شمارهٔ ۶۶۱در حضرت حق ستوده درویشانندرباعی شمارهٔ ۶۶۲در خدمتت ای جان چو بدن می‌افتدرباعی شمارهٔ ۶۶۳در دوزخم ار زلف تو در چنگ آیدرباعی شمارهٔ ۶۶۴در راه طلب رسیده‌ای میبایدرباعی شمارهٔ ۶۶۵در سلسله‌ات هر آنکه پا بست شودرباعی شمارهٔ ۶۶۶در سینهٔ هر که ذره‌ای دل باشدرباعی شمارهٔ ۶۶۷در صحبت حق خموش میباید بودرباعی شمارهٔ ۶۶۸در عشق اگرچه خرده بینم کردندرباعی شمارهٔ ۶۶۹در عشق توام نصیحت و پند چه سودرباعی شمارهٔ ۶۷۰در عشق توام وفا قرین میبایدرباعی شمارهٔ ۶۷۱در عشق تو عقل ذوفنون میخسبدرباعی شمارهٔ ۶۷۲در عشق اگر دمی قرارت باشدرباعی شمارهٔ ۶۷۳در عشق نه پستی نه بلندی باشدرباعی شمارهٔ ۶۷۴در عشق هزار جان و دل بس نکندرباعی شمارهٔ ۶۷۵در کام دل آنچه بود نفسم همه راندرباعی شمارهٔ ۶۷۶در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کردرباعی شمارهٔ ۶۷۷در کوی خرابات تکبر نخرندرباعی شمارهٔ ۶۷۸در لشکر عشق چونکه خونریز کنندرباعی شمارهٔ ۶۷۹در مدرسهٔ عشق اگر قال بودرباعی شمارهٔ ۶۸۰در می‌طلبی ز چشمه در بر نایدرباعی شمارهٔ ۶۸۱در معنی هست و در عیان نیست که دیدرباعی شمارهٔ ۶۸۲در مغز فلک چو عشق تو جا گیردرباعی شمارهٔ ۶۸۳ای دل، اثر صبح، گه شام که دیدرباعی شمارهٔ ۶۸۴در نفی تو عقل را امان نتوان دادرباعی شمارهٔ ۶۸۵درویش که اسرار جهان می‌بخشدرباعی شمارهٔ ۶۸۶در عشق توم وفا قرین می‌بایدرباعی شمارهٔ ۶۸۷دریا نکند سیر مرا جو چه کندرباعی شمارهٔ ۶۸۸دردی داری که بحر را پر داردرباعی شمارهٔ ۶۸۹دست تو به جود طعنه بر میغ زندرباعی شمارهٔ ۶۹۰دشنام که از لب تو مهوش باشدرباعی شمارهٔ ۶۹۱دل با هوس تو زاد و بودی داردرباعی شمارهٔ ۶۹۲دلتنگ مشو که دلگشائی آمدرباعی شمارهٔ ۶۹۳دل جمله حکایت از بهار تو کندرباعی شمارهٔ ۶۹۴دل داد مرا که دلستان را بزدمرباعی شمارهٔ ۶۹۵دلدار ابد گرد دلم میگرددرباعی شمارهٔ ۶۹۶دل در پی دلدار بسی تاخت و نشدرباعی شمارهٔ ۶۹۷دل دوش در این عشق حریف ما بودرباعی شمارهٔ ۶۹۸دل را بدهم پند که عمدا نرودرباعی شمارهٔ ۶۹۹دل‌ها به سماع بیقرار افتادندرباعی شمارهٔ ۷۰۰دل هرچه در آشکار و پنهان گویدرباعی شمارهٔ ۷۰۱دوش آن بت من همچو مه گردون بودرباعی شمارهٔ ۷۰۲دوش از قمر تو آسمان مینوشیدرباعی شمارهٔ ۷۰۳دو کون خیال خانه‌ای بیش نبودرباعی شمارهٔ ۷۰۴دی باغ ز وی شکر سلامت میکردرباعی شمارهٔ ۷۰۵دی بنده بر آن قمر جانی شدرباعی شمارهٔ ۷۰۶دی چشم تو رای سحر مطلق میزدرباعی شمارهٔ ۷۰۷دیدم رخت از غم سر موئیم نماندرباعی شمارهٔ ۷۰۸دی می‌رفتی بر تو نظر می‌کردندرباعی شمارهٔ ۷۰۹دیوانه میان خلق پیدا باشدرباعی شمارهٔ ۷۱۰رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوندرباعی شمارهٔ ۷۱۱رو دیده بدوز تا دلت دیده شودرباعی شمارهٔ ۷۱۲روز آمد و غوغای تو در برداردرباعی شمارهٔ ۷۱۳روز شادیست غم چرا باید خوردرباعی شمارهٔ ۷۱۴روز محک محتشم و دون آمدرباعی شمارهٔ ۷۱۵روزیکه بود دلت ز جان پر از دردرباعی شمارهٔ ۷۱۶روزی که جمال آن صنم دیده شودرباعی شمارهٔ ۷۱۷روزی که خیال دلستان رقص کندرباعی شمارهٔ ۷۱۸روزی که نگار کمترک می‌آیدرباعی شمارهٔ ۷۱۹روزیکه مرا عشق تو دیوانه کندرباعی شمارهٔ ۷۲۰روزیکه وجودها تولد گیردرباعی شمارهٔ ۷۲۱رو نیکی کن که دهر نیکی داندرباعی شمارهٔ ۷۲۲زان آب که چرخ از آن بسر می‌گرددرباعی شمارهٔ ۷۲۳زان مقصبه صنع تو یکی نی ببریدرباعی شمارهٔ ۷۲۴ز اول که مرا عشق نگارم بربودرباعی شمارهٔ ۷۲۵زلفت چو بر آن لعل شکرخای زندرباعی شمارهٔ ۷۲۶زلف تو به حسن ذوفنون‌ها برزدرباعی شمارهٔ ۷۲۷زندان تو از نجات خوشتر باشدرباعی شمارهٔ ۷۲۸زنهار مگو که رهروان نیز نیندرباعی شمارهٔ ۷۲۹سر دل عاشقان ز مطرب شنویدرباعی شمارهٔ ۷۳۰سر مستان را ز محتسب ترسانندرباعی شمارهٔ ۷۳۱سروی که ز باغ پاکبازان باشدرباعی شمارهٔ ۷۳۲سرهای درختان گل تر می‌چینندرباعی شمارهٔ ۷۳۳سرهای درختان گل رعنا چیدندرباعی شمارهٔ ۷۳۴سودای ترا بهانه‌ای بس باشدرباعی شمارهٔ ۷۳۵سوز دل عاشقان شررها داردرباعی شمارهٔ ۷۳۶شاد آنکه جمال ماهتابش ببردرباعی شمارهٔ ۷۳۷شاد آنکه ز دور ما یار ما بنمایدرباعی شمارهٔ ۷۳۸شادی همه طالبان که مطلوب رسیدرباعی شمارهٔ ۷۳۹شادم که غم تو در دل من گنجدرباعی شمارهٔ ۷۴۰شادی زمانه با غمم برنامدرباعی شمارهٔ ۷۴۱شاهیست که تو هرچه بپوشی داندرباعی شمارهٔ ۷۴۲شب چون دل عاشقان پر از سودا شدرباعی شمارهٔ ۷۴۳شب رفت کجا رفت همانجای که بودرباعی شمارهٔ ۷۴۴شب گشت که خلقان همه در خواب روندرباعی شمارهٔ ۷۴۵شور آوردم که گاو گردون نکشدرباعی شمارهٔ ۷۴۶شور عجبی در سر ما میگرددرباعی شمارهٔ ۷۴۷شیرین سخنی در دل ما میخنددرباعی شمارهٔ ۷۴۸صافی صفت و پاک نظر باید بودرباعی شمارهٔ ۷۴۹صبح آمد و وقت روشنائی آمدرباعی شمارهٔ ۷۵۰صبح است و صبا مشک فشان می‌گذردرباعی شمارهٔ ۷۵۱صد بار ز سر برفت عقلم و آمدرباعی شمارهٔ ۷۵۲صد سال بقای آن بت مهوش بادرباعی شمارهٔ ۷۵۳صد مرحله زانسوی خرد خواهم شدرباعی شمارهٔ ۷۵۴طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرندرباعی شمارهٔ ۷۵۵عارف چو گل و جز گل خندان نبودرباعی شمارهٔ ۷۵۶هر دل که درو مهر تو پنهان نبودرباعی شمارهٔ ۷۵۷عاشق تو یقین دان که مسلمان نبودرباعی شمارهٔ ۷۵۸عاشق که  به ناز و نازکی فرد بودرباعی شمارهٔ ۷۵۹عاشق که تواضع ننماید چکندرباعی شمارهٔ ۷۶۰عشاق به یک دم دو جهان در بازندرباعی شمارهٔ ۷۶۱عشق آن باشد که خلق را دارد شادرباعی شمارهٔ ۷۶۲عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزدرباعی شمارهٔ ۷۶۳عشق از ازلست و تا ابد خواهد بودرباعی شمارهٔ ۷۶۴عشق تو بهر صومعه مستی داردرباعی شمارهٔ ۷۶۵عشق خوش تو چو قصد خونریز کندرباعی شمارهٔ ۷۶۶عشق تو سلامت ز جهان می‌ببردرباعی شمارهٔ ۷۶۷عشقی آمد که عشقها سودا شدرباعی شمارهٔ ۷۶۸عقل و دل من چه عیشها میداندرباعی شمارهٔ ۷۶۹علم فقها ز شرع و سنت باشدرباعی شمارهٔ ۷۷۰عید آمده کز تو عید عیدانه بردرباعی شمارهٔ ۷۷۱غم را بر او گزیده میباید کردرباعی شمارهٔ ۷۷۲غم کیست که گرد دل مردان گرددرباعی شمارهٔ ۷۷۳فردا که به محشر اندر آید زن و مردرباعی شمارهٔ ۷۷۴قاصد پی اینکه بنده خندان نشودرباعی شمارهٔ ۷۷۵قد الفم ز مشق چون جیم افتادرباعی شمارهٔ ۷۷۶قومی به خرابات تو اندر بندندرباعی شمارهٔ ۷۷۷کاری ز درون جان میبایدرباعی شمارهٔ ۷۷۸کامل صفتی راه فنا می‌پیمودرباعی شمارهٔ ۷۷۹گر با دل و دنده هیچ کارم افتدرباعی شمارهٔ ۷۸۰گر چرخ ترا خدمت پیوست کندرباعی شمارهٔ ۷۸۱گر خواب ترا خواجه گرفتار کندرباعی شمارهٔ ۷۸۲گر در طلبی ز چشمه در بر نایدرباعی شمارهٔ ۷۸۳گر دریا را همه نهنگان گیرندرباعی شمارهٔ ۷۸۴گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزدرباعی شمارهٔ ۷۸۵گر صبر کنم دل از غمت تنگ آیدرباعی شمارهٔ ۷۸۶اگر عاشق را فنا و مردن باشدرباعی شمارهٔ ۷۸۷گر ما نه همه تنور سوزان باشدرباعی شمارهٔ ۷۸۸گر مرده شود تن بر خود جاش کنندرباعی شمارهٔ ۷۸۹گر نگریزی ز ما بنازی چه شودرباعی شمارهٔ ۷۹۰گر هر دو جهان ز خار غم پر باشدرباعی شمارهٔ ۷۹۱کس از خم چوگان تو گوئی نبردرباعی شمارهٔ ۷۹۲کس واقف آن حضرت شاهانه نشدرباعی شمارهٔ ۷۹۳کشتی چو به دریای روان می‌گذردرباعی شمارهٔ ۷۹۴گفتم بیتی نگار از من رنجیدرباعی شمارهٔ ۷۹۵گفتم جانی به ترک جان نتوان کردرباعی شمارهٔ ۷۹۶گفتم که به من رسید دردت بمزیدرباعی شمارهٔ ۷۹۷گفتم که ز خردی دل من نیست پدیدرباعی شمارهٔ ۷۹۸گفتی که بگو زبان چه محرم باشدرباعی شمارهٔ ۷۹۹کو پای که او باغ و چمن را شایدرباعی شمارهٔ ۸۰۰گوید چونی خوشی و در خنده شودرباعی شمارهٔ ۸۰۱گویند که فردوس برین خواهد بودرباعی شمارهٔ ۸۰۲کی باشد کاین نیش به نوش تو رسدرباعی شمارهٔ ۸۰۳کی غم خورد آنکه با تو خرم باشدرباعی شمارهٔ ۸۰۴کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشدرباعی شمارهٔ ۸۰۵که گفت که آن زندهٔ جاوید بمردرباعی شمارهٔ ۸۰۶لبهای تو آنگه که به استیز بودرباعی شمارهٔ ۸۰۷لعلیست که او شکر فروشی داندرباعی شمارهٔ ۸۰۸ما بسته بدیم بند دیگر آمدرباعی شمارهٔ ۸۰۹هر لحظه میی به جان سرمست دهدرباعی شمارهٔ ۸۱۰ما می‌خواهیم و دیگران میخواهندرباعی شمارهٔ ۸۱۱ماهی که کمر گرد قمر می‌بنددرباعی شمارهٔ ۸۱۲مائیم ز عشق یافته مرهم خودرباعی شمارهٔ ۸۱۳مردان رهت که سر معنی دانندرباعی شمارهٔ ۸۱۴مردان رهش زنده به جان دگرندرباعی شمارهٔ ۸۱۵مردی که به هست و نیست قانع گرددرباعی شمارهٔ ۸۱۶مرغ دل من ز بسکه پرواز آوردرباعی شمارهٔ ۸۱۷مرغی که ز باغ پاکبازان باشدرباعی شمارهٔ ۸۱۸مرغی ملکی زانسوی گردون بپردرباعی شمارهٔ ۸۱۹مستان غمت بار دگر شوریدندرباعی شمارهٔ ۸۲۰مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شودرباعی شمارهٔ ۸۲۱مطرب خواهم که عاشق مست بودرباعی شمارهٔ ۸۲۲معشوقه چو آفتاب تابان گرددرباعی شمارهٔ ۸۲۳معشوقه خانگی بکاری نایدرباعی شمارهٔ ۸۲۴مگذار که غصه در میانت گیردرباعی شمارهٔ ۸۲۵مگذار که وسوسه زبونت گیردرباعی شمارهٔ ۸۲۶من بندهٔ آن قوم که خود را دانندرباعی شمارهٔ ۸۲۷من بندهٔ یاری که ملالش نبودرباعی شمارهٔ ۸۲۸من بی‌خبرم خدای خود میداندرباعی شمارهٔ ۸۲۹من چوب گرفتم به کفم عود آمدرباعی شمارهٔ ۸۳۰مه را طرفی به ماه رو می‌ماندرباعی شمارهٔ ۸۳۱مه‌رویان را یکان یکان برشمریدرباعی شمارهٔ ۸۳۲می‌آ ید یار و چون شکر میخنددرباعی شمارهٔ ۸۳۳می‌جوشد دل که تا به جوش تو رسدرباعی شمارهٔ ۸۳۴می‌گوید عشق هرکه جان پیش کشدرباعی شمارهٔ ۸۳۵نی آب روان ز ماهیان سیر شودرباعی شمارهٔ ۸۳۶گر راه روی راه برت بگشایندرباعی شمارهٔ ۸۳۷و هو معکم از او خبر می‌آیدرباعی شمارهٔ ۸۳۸هان ای دل خسته وقت مرهم آمدرباعی شمارهٔ ۸۳۹هر جا به جهان تخم وفا برکارندرباعی شمارهٔ ۸۴۰هر چند دلم رضا او می‌جویدرباعی شمارهٔ ۸۴۱هرچیز که بسیار شود خوار شودرباعی شمارهٔ ۸۴۲هر دل که بسوی دلربائی نرودرباعی شمارهٔ ۸۴۳هر روز دلم نو شکری نوش کندرباعی شمارهٔ ۸۴۴هر شب که دل سپهر گلشن گرددرباعی شمارهٔ ۸۴۵هر شب که ز سودای تو نوبت بزنندرباعی شمارهٔ ۸۴۶هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بودرباعی شمارهٔ ۸۴۷هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بودرباعی شمارهٔ ۸۴۸هر قبض اثر علت اولی باشدرباعی شمارهٔ ۸۴۹هرگز حق صحبت قدیمت نبودرباعی شمارهٔ ۸۵۰هر کو بگشاده گرهی می‌بنددرباعی شمارهٔ ۸۵۱هر لحظه همی خوانمش از راه بعیدرباعی شمارهٔ ۸۵۲هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگرددرباعی شمارهٔ ۸۵۳هر موی زلف او یکی جان داردرباعی شمارهٔ ۸۵۴هستی اثری ز نرگس مست تو بودرباعی شمارهٔ ۸۵۵هشدار که فضل حق بناگاه آیدرباعی شمارهٔ ۸۵۶هل تا برود سرش به دیوار آیدرباعی شمارهٔ ۸۵۷هم کفرم و هم دینم و هم صافم و دردرباعی شمارهٔ ۸۵۸همواره خوشی و دلکشی نامیزدرباعی شمارهٔ ۸۵۹یاد تو کنم دلم تپیدن گیردرباعی شمارهٔ ۸۶۰یاران یاران ز هم جدائی مکنیدرباعی شمارهٔ ۸۶۱یاری خواهم که فتنه‌انگیز بودرباعی شمارهٔ ۸۶۲یاریکه مرا در غم خود می‌بنددرباعی شمارهٔ ۸۶۳یک سو مشکوة امر پیغام نهادرباعی شمارهٔ ۸۶۴یک لحظه اگر نفس تو محکوم شودرباعی شمارهٔ ۸۶۵آن جمع کن جان پراکنده بیاررباعی شمارهٔ ۸۶۶آن زلف سیاه و قد رعناش نگررباعی شمارهٔ ۸۶۷آن ساقی روح دردهد جام آخررباعی شمارهٔ ۸۶۸آن کس که ترا دیده بود ای دلبررباعی شمارهٔ ۸۶۹از عاشق بدنام بیا ننگ مداررباعی شمارهٔ ۸۷۰امروز من از تشنه دهانی و خماررباعی شمارهٔ ۸۷۱اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگررباعی شمارهٔ ۸۷۲ای آمده ز آسمان درین عالم دیررباعی شمارهٔ ۸۷۳ای آنکه دلت باید بر وی مگذررباعی شمارهٔ ۸۷۴ای بوده سماع آسمانرا ره و دررباعی شمارهٔ ۸۷۵ای خاک درت ز آب کوثر خوشتررباعی شمارهٔ ۸۷۶ای دلبر عیّار دلِ نیکوفررباعی شمارهٔ ۸۷۷ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیاررباعی شمارهٔ ۸۷۸ای زادهٔ ساقی هله از غم بگذررباعی شمارهٔ ۸۷۹ای ظل تو از سایهٔ طوبی خوشتررباعی شمارهٔ ۸۸۰ای عشق خوشی چه خوش که از خوش خوشتررباعی شمارهٔ ۸۸۱ای مرد سماع معده را خالی داررباعی شمارهٔ ۸۸۲این صورت باغست و در او نیست ثمررباعی شمارهٔ ۸۸۳بالا بنگر دو چشم را بالا داررباعی شمارهٔ ۸۸۴بالا منشین که هست پستی خوشتررباعی شمارهٔ ۸۸۵با همت باز باش و با هیبت شیررباعی شمارهٔ ۸۸۶بسیار بخوانده‌ام دستان و سمررباعی شمارهٔ ۸۸۷تا بتوانی مدام می‌باش به ذکررباعی شمارهٔ ۸۸۸تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکاررباعی شمارهٔ ۸۸۹چون از رخ یار دور گشتم به بهاررباعی شمارهٔ ۸۹۰چون بت رخ تست بت‌پرستی خوشتررباعی شمارهٔ ۸۹۱چون دید رخ زرد من آن شهره نگاررباعی شمارهٔ ۸۹۲خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگررباعی شمارهٔ ۸۹۳خورشید همی زرد شود بر دیواررباعی شمارهٔ ۸۹۴در باغ در نیامدم گرد آوررباعی شمارهٔ ۸۹۵در خاک در وفای آن سیمین بررباعی شمارهٔ ۸۹۶در مصطبه‌ها گرد و خرابات نگررباعی شمارهٔ ۸۹۷در نوبت عشق چشم باشد در باررباعی شمارهٔ ۸۹۸دست و دل ما هرچه تهی‌تر خوشتررباعی شمارهٔ ۸۹۹دوری ز برادر منافق بهتررباعی شمارهٔ ۹۰۰رفتم به سر گور کریم دلداررباعی شمارهٔ ۹۰۱روی چو مهت پیش چراغ اولی‌تررباعی شمارهٔ ۹۰۲زان ابروی چون کمانت ای بدر منیررباعی شمارهٔ ۹۰۳ساقی گفتم ترا می ساده بیاررباعی شمارهٔ ۹۰۴سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمررباعی شمارهٔ ۹۰۵طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکررباعی شمارهٔ ۹۰۶فرمود خدا به وحی کای پیغمبررباعی شمارهٔ ۹۰۷گر جان داری بیار جان باز آخررباعی شمارهٔ ۹۰۸گر در سر و چشم عقل داری و بصررباعی شمارهٔ ۹۰۹گر گل کارم بیتو نروید جز خاررباعی شمارهٔ ۹۱۰گفتم بنما که چون کنم بمیررباعی شمارهٔ ۹۱۱گفتم چشمم گفت سحابی کم گیررباعی شمارهٔ ۹۱۲گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهاررباعی شمارهٔ ۹۱۳گفتی که: بیا که باغ خندید و بهاررباعی شمارهٔ ۹۱۴گوش ما را بی‌دم اسرار مداررباعی شمارهٔ ۹۱۵ای بسته حجاب، پردها را برداررباعی شمارهٔ ۹۱۶مائیم چو حال عاشقان زیر و زبررباعی شمارهٔ ۹۱۷مجموع تن و قالب خود را بنگررباعی شمارهٔ ۹۱۸مجنون و پریشان توام دستم گیررباعی شمارهٔ ۹۱۹من دم نزنم از این جهان دمگیررباعی شمارهٔ ۹۲۰من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهاررباعی شمارهٔ ۹۲۱من مسخرهٔ تو نیستم ای فاجررباعی شمارهٔ ۹۲۲می‌آید گرگ نزد ما وقت سحررباعی شمارهٔ ۹۲۳هر دم دل جمع را برنجاند یاررباعی شمارهٔ ۹۲۴هر دم دل خسته‌ام برنجاند یاررباعی شمارهٔ ۹۲۵هین وقت صبوحست می ناب بیاررباعی شمارهٔ ۹۲۶آمد آمد آنکه نرفت او هرگزرباعی شمارهٔ ۹۲۷آمد بر من دوش نگاری سر تیزرباعی شمارهٔ ۹۲۸آمد دی دیوانه و شبهای درازرباعی شمارهٔ ۹۲۹آن تاب که من دانم و تو ای دل سوزرباعی شمارهٔ ۹۳۰آن یار نهان کشید باز دستم امروزرباعی شمارهٔ ۹۳۱ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوزرباعی شمارهٔ ۹۳۲ای جان سماع و روزه و حج و نمازرباعی شمارهٔ ۹۳۳ای جان لطیف بیغم عشق مسازرباعی شمارهٔ ۹۳۴ای دل ز جفای دلستانان مگریزرباعی شمارهٔ ۹۳۵ای دل همه رخت را در این کوی اندازرباعی شمارهٔ ۹۳۶ای ذره ز خورشید توانی بگریزرباعی شمارهٔ ۹۳۷ای صلح تو با بنده همه جنگ آمیزرباعی شمارهٔ ۹۳۸ای عشق تو داده باز جان را پروازرباعی شمارهٔ ۹۳۹ای عشق نخسبی و نخفتی هرگزرباعی شمارهٔ ۹۴۰ای کرده ز نقش آدمی چنگی سازرباعی شمارهٔ ۹۴۱ای لاله بیا و از رخم رنگ آموزرباعی شمارهٔ ۹۴۲امروز خوشم به جان تو فردا نیزرباعی شمارهٔ ۹۴۳امروز مرو از برم ای یار بسازرباعی شمارهٔ ۹۴۴امشب که گشاده است صنم با ما رازرباعی شمارهٔ ۹۴۵بازآمدم اینک که زنم آتش نیزرباعی شمارهٔ ۹۴۶بازی بودم پریده از عالم رازرباعی شمارهٔ ۹۴۷بنمای بمن رخ ای شمع طرازرباعی شمارهٔ ۹۴۸جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روزرباعی شمارهٔ ۹۴۹زنها مشو غره به بیباکی بازرباعی شمارهٔ ۹۵۰درد تو علاج کس پذیرد هرگزرباعی شمارهٔ ۹۵۱در سر هوس عشق تو دارم همه روزرباعی شمارهٔ ۹۵۲دل آمد و گفت هست سوداش درازرباعی شمارهٔ ۹۵۳دل بر سر تو بدل نجوید هرگزرباعی شمارهٔ ۹۵۴زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوزرباعی شمارهٔ ۹۵۵شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روزرباعی شمارهٔ ۹۵۶صد بار بگفتمت ز مستان مگریزرباعی شمارهٔ ۹۵۷صد بار بگفت یار هرجا مگریزرباعی شمارهٔ ۹۵۸گر بکشندم نگردم از عشق توبازرباعی شمارهٔ ۹۵۹گر در ره عشق او نباشی سربازرباعی شمارهٔ ۹۶۰گر گوهر طاعتی نسفتم هرگزرباعی شمارهٔ ۹۶۱ماییم و توی و خانه خالی برخیزرباعی شمارهٔ ۹۶۲مائیم و دمی کوته و سودای درازرباعی شمارهٔ ۹۶۳مائیم و هوای یار مه رو شب و روزرباعی شمارهٔ ۹۶۴مردانه بیا که نیست کار تو مجازرباعی شمارهٔ ۹۶۵معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگزرباعی شمارهٔ ۹۶۶من بودم و دوش آن بت بنده نوازرباعی شمارهٔ ۹۶۷من سیر نگشته‌ام ز تو یار هنوزرباعی شمارهٔ ۹۶۸من همتیم کجا بود چون من بازرباعی شمارهٔ ۹۶۹میگوید مرمرا نگار دلسوزرباعی شمارهٔ ۹۷۰نی چارهٔ آنکه با تو باشم همرازرباعی شمارهٔ ۹۷۱هین وقت صبوحست میان شب و روزرباعی شمارهٔ ۹۷۲یاری خواهی ز یار با یار بسازرباعی شمارهٔ ۹۷۳یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روزرباعی شمارهٔ ۹۷۴آمد آمد ترش ترش یعنی بسرباعی شمارهٔ ۹۷۵احوال دلم هر سحر از باد بپرسرباعی شمارهٔ ۹۷۶از حادثهٔ جهان زاینده مترسرباعی شمارهٔ ۹۷۷از روز قیامت جهان‌سوز بترسرباعی شمارهٔ ۹۷۸ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرسرباعی شمارهٔ ۹۷۹جانا صفت قدم ز ابروت بپرسرباعی شمارهٔ ۹۸۰چون روبه من شدی تو از شیر مترسرباعی شمارهٔ ۹۸۱دارد به قدح می حرامی که مپرسرباعی شمارهٔ ۹۸۲دلدار چنان مشوش آمد که مپرسرباعی شمارهٔ ۹۸۳رو در صف بندگان ما باش و مترسرباعی شمارهٔ ۹۸۴رو مرکب عشق را قوی ران و مترسرباعی شمارهٔ ۹۸۵رویم چو زر زمانه می‌بین و مپرسرباعی شمارهٔ ۹۸۶زین عشق پر از فعل جهانسوز بترسرباعی شمارهٔ ۹۸۷عاشق چو نمی‌شوی برو پشم بریسرباعی شمارهٔ ۹۸۸مر تشنهٔ عشق را شرابیست مترسرباعی شمارهٔ ۹۸۹هستم ز غمش چنان پریشان که مپرسرباعی شمارهٔ ۹۹۰آتش در زن ز کبریا در کویشرباعی شمارهٔ ۹۹۱آن دل که من آن خویش پنداشتمشرباعی شمارهٔ ۹۹۲آن دم که حق بنده‌گزاری همه خوشرباعی شمارهٔ ۹۹۳آن دیده که هست عاشق گلزارشرباعی شمارهٔ ۹۹۴آنرا که رسول دوست پنداشتمشرباعی شمارهٔ ۹۹۵آن رند و قلندر نهان آمد فاشرباعی شمارهٔ ۹۹۶آنکس که نظر کند به چشم مستشرباعی شمارهٔ ۹۹۷از آتش تو فتاده جانم در جوشرباعی شمارهٔ ۹۹۸امروز حریف عشق بانگی زد فاشرباعی شمارهٔ ۹۹۹اندر بر خویشم بفشاری همه خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۰ای باد صبا به کوی آن دلبر کشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۱ای جان جهان و روشنائی همه خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۲ای چشم بیا دامن خود در خون کشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۳گفتی چونی بیا که چون روزم خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۴گه باده لقب نهادم و گه جامشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۵مرغان رفتند بر سلیمان بخروشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۶من شیشه زنم بر آن دل سنگ خوششرباعی شمارهٔ ۱۰۰۷ناگه بزدم دست بسوی جیبشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۸نیمی دف من به موش دادی همه خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۰۹هان ای دل تشنه، جوی را جویان باشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۰هرچند ملولی نفسی با ما باشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۱ای دل برو از عاقبت اندیشان باشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۲ای روز نشاط روشنی وقت تو خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۳ای روی چو آفتاب تو شادی کشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۴ای زلف پر از مشک تتاری همه خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۵ای سودائی برو پی سودا باشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۶ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۷ای کرده به پنج شمع روشن هر ششرباعی شمارهٔ ۱۰۱۸ای گنج بیا زود به ویرانهٔ خویشرباعی شمارهٔ ۱۰۱۹ای یار مرا موافقی وقتت خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۰با دل گفتم ز دیگران بیش مباشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۱با پیر خرد نهفته می گفتم دوشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۲با ما چو نه‌ای مشو رفیق اوباشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۳بر جان و دل و دیده سواری همه خوشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۴بر دل چو شکفته گشت اسرار غمشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۵بر من بگریست نرگس خمارشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۶بیچاره دل سوختهٔ محنت کشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۷پیوسته مرید حق شو و باقی باشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۸تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوشرباعی شمارهٔ ۱۰۲۹تا در نزنی بهر چه داری آتشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۰جان جانی بیا میان جان باشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۱چون رنگ بدزدید گل از رخسارشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۲خائیدن آن لب که چشیدی شکرشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۳دانم که برای ما نخفتی همه دوشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۴در انجمنی نشسته دیدم دوششرباعی شمارهٔ ۱۰۳۵در حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۶در مجلس سلطان بشکستم جامشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۷دلدار مرا وعده دهد نشنومشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۸دل یاد تو آرد برود هوش ز هوشرباعی شمارهٔ ۱۰۳۹رفت آنکه نبود کس به خوبی یارشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۰سودای توام در جنون می‌زد دوشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۱سوگند بدان دل که شده است او پستشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۲شب چیست برای ما زمان نالشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۳کاری کردم نگه نکردم پس و پیشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۴گر می‌کشدم غم تو هر دم مکشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۵گر ناله کنم گوید یعقوب مباشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۶گفتم چشمم گفت که جیحون کنمشرباعی شمارهٔ ۱۰۴۷الجوهر فقر و سوی الفقر عرضرباعی شمارهٔ ۱۰۴۸امروز سماعست و سماعست و سماعرباعی شمارهٔ ۱۰۴۹عشقست زهر چه آن نشاید مانعرباعی شمارهٔ ۱۰۵۰عاشق گردد بگرد اطلال و ربوعرباعی شمارهٔ ۱۰۵۱مهمان توایم ما و مهمان سماعرباعی شمارهٔ ۱۰۵۲هر روز بیاید آن سپهدار سماعرباعی شمارهٔ ۱۰۵۳ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۴بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۵گر با دیگری مجلس میسازم و لاغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۶گفتی مگری چو ابر در فرقت باغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۷گویند که عشق بانگ و نامست دروغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۸گویند که یار را وفا نیست دروغرباعی شمارهٔ ۱۰۵۹از دل سوی دلدار شکافست شکافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۰امروز طوافست طوافست طوافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۱با زنگی امشب چو شدستی به مصافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۲در فقر فقیر باش و در صفوت صافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۳گویند مرا چند بخندی ز گزافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۴مهمان تو نیست دو سه روز و گزافرباعی شمارهٔ ۱۰۶۵آن تاق که نیست جفتش اندر آفاقرباعی شمارهٔ ۱۰۶۶آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاقرباعی شمارهٔ ۱۰۶۷ای داروی فربهی و جان عاشقرباعی شمارهٔ ۱۰۶۸تمکین و قرار من که دارد در عشقرباعی شمارهٔ ۱۰۶۹لو کان اقل هذه الاشواقرباعی شمارهٔ ۱۰۷۰هر دل که طواف کرد گرد در عشقرباعی شمارهٔ ۱۰۷۱هر روز بنو برآید آن دلبر عشقرباعی شمارهٔ ۱۰۷۲چون گشت طلسم جسم آدم چالاکرباعی شمارهٔ ۱۰۷۳حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناکرباعی شمارهٔ ۱۰۷۴خندید فرح تا بزنی انگشتکرباعی شمارهٔ ۱۰۷۵در بحر صفا گداختم همچو نمکرباعی شمارهٔ ۱۰۷۶آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگرباعی شمارهٔ ۱۰۷۷با همت باز باش و با کبر پلنگرباعی شمارهٔ ۱۰۷۸برزن به سبوی صحبت نادان سنگرباعی شمارهٔ ۱۰۷۹چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگرباعی شمارهٔ ۱۰۸۰می‌گردد این روی جهان رنگ به رنگرباعی شمارهٔ ۱۰۸۱یک چند میان خلق کردیم درنگرباعی شمارهٔ ۱۰۸۲آنکس که ترا دید و نخندید چو گلرباعی شمارهٔ ۱۰۸۳آن می که گشود مرغ جان را پر و بالرباعی شمارهٔ ۱۰۸۴آواز گرفته است خروشان مینالرباعی شمارهٔ ۱۰۸۵از عقل دلیل آید و از عشق خلیلرباعی شمارهٔ ۱۰۸۶از من زر و دل خواستی ای مهر گسلرباعی شمارهٔ ۱۰۸۷اسرار حقیقت نشود حل به سؤالرباعی شمارهٔ ۱۰۸۸این عشق کمالست و کمالست و کمالرباعی شمارهٔ ۱۰۸۹این نکته شنو ز بنده ای نقش چگلرباعی شمارهٔ ۱۰۹۰پر از عیسی است این جهان مالامالرباعی شمارهٔ ۱۰۹۱جانی دارم لجوج و سرمست و فضولرباعی شمارهٔ ۱۰۹۲چون آمده‌ای در این بیابان حاصلرباعی شمارهٔ ۱۰۹۳چون دم زدی از مهر رخ یار ای دلرباعی شمارهٔ ۱۰۹۴حاشا که کند دل به دگر جا منزلرباعی شمارهٔ ۱۰۹۵الخمر و من‌الزق ینادیک تعالرباعی شمارهٔ ۱۰۹۶در خاموشی چرا شوی کند و ملولرباعی شمارهٔ ۱۰۹۷در عشق نوا جزو زند آنگه کلرباعی شمارهٔ ۱۰۹۸عشقی به کمال و دلربائی به جمالرباعی شمارهٔ ۱۰۹۹عشقی دارم پاکتر از آب زلالرباعی شمارهٔ ۱۱۰۰عمری به هوس در تک و تاز آمد دلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۱عندی جمل  من اشتیاق و فصولرباعی شمارهٔ ۱۱۰۲مردا منشین جز که به پهلوی رجالرباعی شمارهٔ ۱۱۰۳ممکن ز تو چون نیست که بردارم دلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۴نومید مشو امید می‌دار ای دلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۵هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۶کاچی سازی که روز برفست و وحلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۷یا من هو سیدی و اعلی و اجلرباعی شمارهٔ ۱۱۰۸آمد بت خوش‌عربدهٔ مِی‌کیشمرباعی شمارهٔ ۱۱۰۹آمد شد خود به کوی تو می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۰آن باده که بر جسم حرامست حرامرباعی شمارهٔ ۱۱۱۱آن خوش سخنان که ما بگفتیم به همرباعی شمارهٔ ۱۱۱۲آنکس که به آب دیده‌اش میجویمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۳آن کس که ببست خواب ما را به ستمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۴آنم که چو غمخوار شوم من شادمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۵آن وقت آمد که ما به تو پردازیمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۶آنها که به پیش دلستان می‌کردمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۷آواز تو بشنوم خوش آوازه شومرباعی شمارهٔ ۱۱۱۸آواز سرافیل طرب میرسدمرباعی شمارهٔ ۱۱۱۹از باد همه پیام او می‌شنومرباعی شمارهٔ ۱۱۲۰از بسکه به نزدیک توام من دورمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۱از بلبل سرمست نوائی شنومرباعی شمارهٔ ۱۱۲۲از بهر تو صد بار ملامت بکشمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۳از بهر تو گر جان بدهم خوش میرمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۴از ثور فلک شیر وفا میدوشمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۵از چشم تو سحر مطلق آموخته‌امرباعی شمارهٔ ۱۱۲۶از جوی خوشاب دوست آبی خوردمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۷از خاک در تو چون جدا می‌باشمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۸از خویشتن بجستن آرزو می‌کندمرباعی شمارهٔ ۱۱۲۹از خویش خوشم، ز  نی نباشد خوشیمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۰از درد همیشه من دوا می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۱از روی تو من همیشه گلشن بودمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۲از سوز غم تو آتشی میطلبمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۳از شور و جنون رشک جنان را بزدمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۴از صنع برآیم بر صانع باشمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۵از طبع ملول دوست ما می‌دانیمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۶از عشق تو گشتم ارغنون عالمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۷از عشق تو من بلند قد می‌گردمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۸از مطبخ غمهاش بلا میرسدمرباعی شمارهٔ ۱۱۳۹از هرچه که آن خوشست نهی است مدامرباعی شمارهٔ ۱۱۴۰اسرار ز دست دادمی نتوانمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۱افتاده مرا عجب شکاری چکنمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۲المنةالله که به تو پیوستمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۳امروز چو حلقه مانده بیرون دریمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۴امروز همه روز به پیش نظرمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۵امروز یکی گردش مستانه کنمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۶امشب که حریف دلبر دلداریمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۷امشب که حریف مشتری و ماهمرباعی شمارهٔ ۱۱۴۸امشب که شراب جان مدامست مدامرباعی شمارهٔ ۱۱۴۹امشب که غم عشق مدامست مدامرباعی شمارهٔ ۱۱۵۰امشب که مه عشق تمامست تمامرباعی شمارهٔ ۱۱۵۱امشب که همی رسد ز دلدار سلامرباعی شمارهٔ ۱۱۵۲امشب همه شب نشسته اندر حزنمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۳اندر طلب دوست همی بشتابمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۴انگورم و در زیر لگد می‌گردمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۵از دوستیت خون جگر را بخورمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۶ای از تو برون ز خانه‌ها جای دلمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۷ای بانگ رباب از تو تابی دارمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۸ای جان و جهان، جان و جهان گم کردمرباعی شمارهٔ ۱۱۵۹ای دوست شکارم و شکاری دارمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۰ای دل چو به هر خسی نشینی چه کنم؟رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱ای دل ز جهانیان چرا داری بیم؟رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲ای راحت و آرامگه پیوستمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۳ای عشق که هستی به یقین معشوقمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۴ای نرگس پر خواب ربودی خوابمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۵این گردش را ز جان خود دزدیدمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۶با تو قصص درد و فغان میگویمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۷با درد بساز چون دوای تو منمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۸باز آمدم و برابرت بنشستمرباعی شمارهٔ ۱۱۶۹بازآمد و بازآمد ره بگشائیمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۰با سرکشی عشق اگر سرد آرمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۱باغی که من از بهار او بشکفتمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۲بالای سر ار دست زند دو دستمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۳با ملک غمت چرا تکبر نکنمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۴بخروشیدم گفت خموشت خواهمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۵بر بوی تو هر کجا گلی دیدستمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۶بر بوی وفا دست زنانت باشمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۷بر زلف تو گر دست درازی کردمرباعی شمارهٔ ۱۱۷۸بر شاه حبش زنیم و بر قیصر رومرباعی شمارهٔ ۱۱۷۹بر میکده وقف است دلم سرمستمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۰بر یاد لبت لعل نگین می‌بوسمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۱بوی دهن تو از چمن می‌شنومرباعی شمارهٔ ۱۱۸۲بهر تو زنم نوا چو نی برگیرمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۳بی دف بر ما میا که ما در سوریمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۴بیرون ز دو کون من مرادی دارمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۵بیکار شدم ای غم عشقت کارمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۶بیگانه مگیرید مرا زین کویمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۷بیگاه شد وز بیگهی من شادمرباعی شمارهٔ ۱۱۸۸تا آتش و آب عشق بشناخته‌امرباعی شمارهٔ ۱۱۸۹تا ترک دل خویش نگیری ندهمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۰تا جان دارم بندهٔ مرجان توامرباعی شمارهٔ ۱۱۹۱تا چند بهر زه چون غباری گردمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۲تا چند چو دف دست ستمهات خورمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۳تا خواسته‌ام از تو ترا خواسته‌امرباعی شمارهٔ ۱۱۹۴تا روی تو دیدم از جهان سیر شدمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۵تا زلف تو را به جان و دل بنده شدیمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۶تا شمع تو افروخت پروانه شدمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۷تا ظن نبری که از تو بگریخته‌امرباعی شمارهٔ ۱۱۹۸تا ظن نبری که از غمانت رستمرباعی شمارهٔ ۱۱۹۹تا ظن نبری که من دوی می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۰تا ظن نبری که من کمت می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۱تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۲تا پردهٔ عاشقانه بشناخته‌ایمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۳تا میرود آن نگار ما میرانیمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۴تو بحر لطافتی و ما همچو کفیمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۵جانرا که در این خانه وثاقش دادمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۶جانی که در او دو صد جهان میدانمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۷چندانکه به کار خود فرو می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۸چون تاج منی ز فرق خود افکندیمرباعی شمارهٔ ۱۲۰۹چون مار ز افسون کسی می‌پیچمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۰چون می‌دانی که از نکوئی دورمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۱حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۲خواهم که به عشق تو ز جان برخیزمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۳خود راز چنین لطف چه مانع باشیمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۴خیزید که تا بر شب مهتاب زنیمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۵در آتش خویش چون دمی جوش کنمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۶در باغ شدم صبوح و گل می‌چیدمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۷در بحر خیال غرقهٔ گردابمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۸در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشمرباعی شمارهٔ ۱۲۱۹در دور سپهر و مهر ساقی مائیمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۰در چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۱در عالم گل گنج نهانی مائیمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۲در عشق تو گر دل بدهم جان ببرمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۳در عشق تو معرفت خطا دانستیمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۴در کوی خرابات گذر میکردمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۵در کوی خرابات نگاری دیدمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۶در هر فلکی مردمکی می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۲۲۷دستارم و جبه و سرم هر سه به همرباعی شمارهٔ ۱۲۲۸دشنامم ده که مست دشنام توامرباعی شمارهٔ ۱۲۲۹دلدار چو دید خسته و غمگینمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۰دل را ز وثاق سینه آواره کنمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۱دل میگوید که نقد این باغ دریمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۲دوش آمده بود از سر لطفی یارمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۳دوش از سر مستی بخراشید رخمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۴دوش از طربی بسوی اصحاب شدیمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۵دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۶دل داد مرا که دلستان را بزدمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۷دیوانه‌نی ام و لیک می خوانندمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۸ذات تو ز عیبها جدا دانستمرباعی شمارهٔ ۱۲۳۹رازیکه بگفتی ای بت بدخویمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۰رفتی و ز رفتن تو من خون گریمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۱روزت بستودم و نمی‌دانستمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۲روزی به خرابات تو می  می خوردمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۳رویت بینم، بدر من آن را دانمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۴زان دم که ترا به عشق بشناخته‌امرباعی شمارهٔ ۱۲۴۵ز اول که حدیث عاشقی بشنودمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۶زاهد بودی ترانه گویت کردمرباعی شمارهٔ ۱۲۴۷زنبور نیم که من به دودی برومرباعی شمارهٔ ۱۲۴۸زین پیش اگر دم از جنون میزده‌امرباعی شمارهٔ ۱۲۴۹زینگونه که من به نیستی خرسندمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۰ساقی امروز در خمارت بودمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۱ساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۲سر در  سر خاک آستان تو نهمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۳شادم که ز شادی جهان آزادمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۴شادی کردم چو آن گهر شد جفتمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۵شاعر نیم و ز شاعری نان نخورمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۶شب رفت و هنوز ما به خمار خودیمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۷شب گوید من انیس می‌خوارانمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۸شد گلشن روی تو تماشای دلمرباعی شمارهٔ ۱۲۵۹صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۰عالم جسم است و نور جانی مائیمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۱عشق آمد و گفت تا بر او باشمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۲عشق از بنه بی‌بنست و بحریست عظیمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۳عشق است صبوح و من بدو بیدارمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۴عشق است قدح وز قدحش خوشحالمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۵عشق تو گرفته آستین می‌کشدمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۶عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۷فانی شدم و برید اجزای تنمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۸فرمود که دست و پا بکاری بزنیمرباعی شمارهٔ ۱۲۶۹قد صبحنا اللله به عیش و مدامرباعی شمارهٔ ۱۲۷۰قلاشانیم و لاابالی حالیمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۱قومیکه چو آفتاب دارند قدومرباعی شمارهٔ ۱۲۷۲گاه از غم دلبران بر آتش باشمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۳گاهی ز هوس دست زنان میباشمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۴گر باده نهان کنیم بو را چه کنیمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۵گر چرخ پر از ناله کنم معذورمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۶گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۷گر جنگ کند به جای چنگش گیرمرباعی شمارهٔ ۱۲۷۸گر خوب کنی روی مرا خوب توامرباعی شمارهٔ ۱۲۷۹گردان به هوای یار چون گردونیمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۰گر دریائی ماهی دریای توامرباعی شمارهٔ ۱۲۸۱گر دل دهم و از سر جان برخیزمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۲گر دل طلبم در خم مویت بینمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۳کردیم قبول و من ز رد میترسمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۴گر رنج دهد بجای بختش گیرمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۵گر شاد ببینمت بر این دیده نهمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۶گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۷گر کبر بخورده‌ام که سرمست توامرباعی شمارهٔ ۱۲۸۸گر ماه شوی بر آسمان کم نگرمرباعی شمارهٔ ۱۲۸۹گر من به در سرای تو کم گذرمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۰گر یار کنی خصم تواش گردانیمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۱گفتم به فراق مدتی بگزارمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۲گویی تو که من ز هر هنر باخبرمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۳گفتم دل و دین بر سر کارت کردمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۴گفتم سگ نفس را مگر پیر کنمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۵گفتم که دل از تو برکنم نتوانمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۶گفتم که ز چشم خلق با دردسریمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۷گفتم که مگر غمت بود درمانمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۸گنجینهٔ اسرار الهی مائیمرباعی شمارهٔ ۱۲۹۹گوئیکه به تن دور و به دل با یارمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۰گه در طلب وصل مشوش باشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۱لا الفخر بقینة و لا شرب مدامرباعی شمارهٔ ۱۳۰۲لب بستم و صد نکته خموشت گفتمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۳لیلم که نهاری نکند من چه کنمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۴ما از دو صفت ز کار بیکار شویمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ما بادهٔ ز خون دل خود می‌نوشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۶ما باده ز یار دلفروز آوردیمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۷ما برزگران این کهن دشت نویمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۸ما جان لطیفیم و نظر در نائیمرباعی شمارهٔ ۱۳۰۹ما خاک ترا به آب زمزم ندهیمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۰ما خواجهٔ ده نه‌ایم ما قلاشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۱ما را بس و ما را بس و ما بس کردیمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۲ما رخت وجود بر عدم بربندیمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۳ما عاشق خود را به عدو بسپاریمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۴ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ایمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۵ما مذهب چشم شوخ مستش داریمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۶مانند قلم سپید کار سیهمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۷ماهی فارغ ز چارده می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۸ماییم که از بادهٔ بی‌جام خوشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۱۹مائیم که پوستین بگازر دادیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۰مائیم که بی‌قماش و بی‌سیم خوشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۱مائیم که تا مهر تو آموخته‌ایمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۲مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۳مائیم که دوست خویش دشمن داریمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۴مائیم که گه نهان و گه پیدائیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۵مردم رغم عشق دمی در من دمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۶مصنوع حقیم و صید صانع باشیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۷مگریز ز من که من خریدار توامرباعی شمارهٔ ۱۳۲۸من بحر تمامم و یکی قطره نیمرباعی شمارهٔ ۱۳۲۹من بر سر کویت آستین گردانمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۰من بندهٔ قرآنم اگر جان دارمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۱من پیر شدم پیر نه ز ایام شدمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۲من چشم ترا بسته به کین می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۳من خاک ترا به چرخ اعظم ندهمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۴من درد ترا ز دست آسان ندهمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۵من دوش فراق را جفا میگفتمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۶من زخم تو را به هیچ مرهم ندهمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۷من سر بنهم در رهت ای کان کرمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۸من سیر نیم سیر نیم سیر نیمرباعی شمارهٔ ۱۳۳۹من سیر نیم ولی ز سیران سیرمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۰من عادت و خوی آن صنم میدانمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۱من عاشق روی تو نگارم چکنمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۲من عاشقی از کمال تو آموزمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۳من عشق ترا به جای ایمان دارمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۴من عهد شکسته بر شکستی بزنمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۵من غیر تو را گزین ندارم چه کنمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۶من قاعدهٔ درد و دوا می‌شکنمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۷من کاستهٔ وفای آن مه‌رویمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۸من گردانم مطرب گردان خواهمرباعی شمارهٔ ۱۳۴۹من گرسنه‌ام نشاط سیری دارمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۰من مالک ملک لامکانی شده‌امرباعی شمارهٔ ۱۳۵۱من مهر تو بر تارک افلاک نهمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۲من نای توام از لب تو می‌نوشمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۳من نیز چو تو عاقل و هشیار بدمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۴من همچو کسی نشسته بر اسب خامرباعی شمارهٔ ۱۳۵۵من یک جانم که صد هزار است تنمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۶مهتاب بلند گشت و ما پست شدیمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۷می‌پنداری که از غمانت رستمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۸می‌پنداری که من به فرمان خودمرباعی شمارهٔ ۱۳۵۹می‌گوید دف که هان بزن بر رویمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۰ناساز از آنیم که سازی داریمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۱نی از پیِ کسب سوی بازار شویمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۲نی دست که در مصاف خونریز کنمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۳نی سخرهٔ آسمان پیروزه شومرباعی شمارهٔ ۱۳۶۴هر گه که دل از خلق جدا می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۵همچون سر زلف تو پریشان توایمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۶هم خوان توایم و نیز مهمان توایمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۷هم مستم و هم بادهٔ مستان توامرباعی شمارهٔ ۱۳۶۸هم منزلِ عشق و هم رهت می‌بینمرباعی شمارهٔ ۱۳۶۹هوش عاشق کجا بود؟ سوی نسیمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۰یار آمده، یار آمده، ره بگشائیمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۱یا صورت خودنمای تا نقش کنیمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۲بر غوش‌بک و قیر‌بک و سالارمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۳یک بار دگر قبول کن بندگیَمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۴یک جرعه ز جام تو تمامست تمامرباعی شمارهٔ ۱۳۷۵یک چند به کودکی به استاد شدیمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۶یک دم که ز دیدار تو یک سو افتمرباعی شمارهٔ ۱۳۷۷آشفته همی رَوی به کویی ای جانرباعی شمارهٔ ۱۳۷۸آمد دل تا دردِ نهانم گفتنرباعی شمارهٔ ۱۳۷۹آمد شب و غم‌های تو همچون عسسانرباعی شمارهٔ ۱۳۸۰آن حلوایی که کم رسد زو به دهنرباعی شمارهٔ ۱۳۸۱آن صورت غیبی که شنیدیش دشمنرباعی شمارهٔ ۱۳۸۲آن کس که نساخت با لقای یارانرباعی شمارهٔ ۱۳۸۳آنکو طمع وفا برد بر شکرانرباعی شمارهٔ ۱۳۸۴آن کیست کز این تیر نشد همچو کمانرباعی شمارهٔ ۱۳۸۵احرام درش گیرد لافرمان کنرباعی شمارهٔ ۱۳۸۶از بسکه برآورد غمت آه از منرباعی شمارهٔ ۱۳۸۷از بسکه فساد و ابلهی زاد از منرباعی شمارهٔ ۱۳۸۸از حاصل کار این جهانی کردنرباعی شمارهٔ ۱۳۸۹از روز شریفتر شد از وی شب منرباعی شمارهٔ ۱۳۹۰از عمر که پربار شود هردم منرباعی شمارهٔ ۱۳۹۱اسرار مرا نهانی اندر جان کنرباعی شمارهٔ ۱۳۹۲امروز مراست روز میدان منشینرباعی شمارهٔ ۱۳۹۳امشب منم و هزار صوفی پنهانرباعی شمارهٔ ۱۳۹۴ای آنکه گرفته‌ای به دستان دستانرباعی شمارهٔ ۱۳۹۵ای بی‌تو حرام زندگانی ای جانرباعی شمارهٔ ۱۳۹۶ای بی‌تو حرام زندگانی کردنرباعی شمارهٔ ۱۳۹۷ای جانب عشاق به خیره نگرانرباعی شمارهٔ ۱۳۹۸ای جان منزه ز غم پالودنرباعی شمارهٔ ۱۳۹۹ای جمله جهان بروی خوبت نگرانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۰ای خورده مرا جگر برای دگرانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۱ای خوی تو در جهان می و شیر ای جانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۲ای داد که هست جمله بیدار از منرباعی شمارهٔ ۱۴۰۳ای در دو جهان یگانه تعجیل مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۰۴ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۵ای دل تو در این واقعه دمسازی کنرباعی شمارهٔ ۱۴۰۶ای دل چو شدی ز دست ، دستی می زنرباعی شمارهٔ ۱۴۰۷ای دوست قبولم کن و جانم بستانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۸ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کرانرباعی شمارهٔ ۱۴۰۹ای روی تو باغ و چمن هر دو جهانرباعی شمارهٔ ۱۴۱۰ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جانرباعی شمارهٔ ۱۴۱۱ای زخم تو خوشتر از دوای دگرانرباعی شمارهٔ ۱۴۱۲ای زخم زننده بر رباب دل منرباعی شمارهٔ ۱۴۱۳ای سنگ ز سودای لبت آبستانرباعی شمارهٔ ۱۴۱۴ای شاه تو مات گشته را مات مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۱۵ای عادت تو خشم و جفا ورزیدنرباعی شمارهٔ ۱۴۱۶ای عادت عشق عین ایمان خوردنرباعی شمارهٔ ۱۴۱۷ای عاشق گفتار و تفاصیل سخنرباعی شمارهٔ ۱۴۱۸ای عالم دل از تو شده قابل جانرباعی شمارهٔ ۱۴۱۹ای عشق تو در جان کسی و آن کس منرباعی شمارهٔ ۱۴۲۰ای کرده ز گل دستک من پایک منرباعی شمارهٔ ۱۴۲۱ای گرسنهٔ وصل تو سیران جهانرباعی شمارهٔ ۱۴۲۲ای لعل لبت معدن شکر چیدنرباعی شمارهٔ ۱۴۲۳ای ماه لطیف جانفزا خرمن منرباعی شمارهٔ ۱۴۲۴ای مجمع دل راه پراکنده مزنرباعی شمارهٔ ۱۴۲۵ای مفخر و سلطان همه دلدارانرباعی شمارهٔ ۱۴۲۶ای مونس روزگار چونی بی‌منرباعی شمارهٔ ۱۴۲۷ای نالهٔ عشق تو رباب دل منرباعی شمارهٔ ۱۴۲۸این بنده مراعات نداند کردنرباعی شمارهٔ ۱۴۲۹این دیدهٔ من کز نگرد دور از منرباعی شمارهٔ ۱۴۳۰ای یار به انکار سوی ما نگرانرباعی شمارهٔ ۱۴۳۱ای یار بیا و بر دلم بر میزانرباعی شمارهٔ ۱۴۳۲ای یک قدح از درد تو دریای جهانرباعی شمارهٔ ۱۴۳۳با دل گفتم اگر بود جای سخنرباعی شمارهٔ ۱۴۳۴با دل گفتم عشق تو آغاز مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۳۵باغست و بهار و سرو، عالی ای جانرباعی شمارهٔ ۱۴۳۶بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و منرباعی شمارهٔ ۱۴۳۷با هر دو جهان به جنگ باید بودنرباعی شمارهٔ ۱۴۳۸بر خسته دلان راه ملامت می زنرباعی شمارهٔ ۱۴۳۹بر گرد جهان این دل آوارهٔ منرباعی شمارهٔ ۱۴۴۰بر گردن ما بهانه‌ای خواهی بستنرباعی شمارهٔ ۱۴۴۱بسیار علاقه‌ها بباید ای جانرباعی شمارهٔ ۱۴۴۲پالوده شوی در طلب پالودنرباعی شمارهٔ ۱۴۴۳پیموده شدم ز راه تو پیمودنرباعی شمارهٔ ۱۴۴۴تا با خودی دوری ارچه هستی با منرباعی شمارهٔ ۱۴۴۵تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهانرباعی شمارهٔ ۱۴۴۶توبه کردم ز توبه کردن ای جانرباعی شمارهٔ ۱۴۴۷تو شاه دل منی و شاهی می‌کنرباعی شمارهٔ ۱۴۴۸جانم بر آن قوم که جانند ایشانرباعی شمارهٔ ۱۴۴۹جانهاست همه جانوران را جز جانرباعی شمارهٔ ۱۴۵۰جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۵۱جز جام جلالت ازل نوش مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۵۲چون شاه جهان نیست کسی در دو جهانرباعی شمارهٔ ۱۴۵۳چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ منرباعی شمارهٔ ۱۴۵۴چون آتش می‌شود عذارش به سخنرباعی شمارهٔ ۱۴۵۵چون بنده نه‌ای ندای شاهی میزنرباعی شمارهٔ ۱۴۵۶چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو منرباعی شمارهٔ ۱۴۵۷حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کنرباعی شمارهٔ ۱۴۵۸چون زرد و نزار دید او رو یک منرباعی شمارهٔ ۱۴۵۹خود حال دلی بود پریشانتر از اینرباعی شمارهٔ ۱۴۶۰در باده‌کشی تو خویش را ریشه مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۶۱در بحر کرم حرص و حسد پیمودنرباعی شمارهٔ ۱۴۶۲در پوش سلاح وقت جنگ است ای جانرباعی شمارهٔ ۱۴۶۳در چشم منست ابروی همچو کمانرباعی شمارهٔ ۱۴۶۴در حضرت توحید پس و پیش مدانرباعی شمارهٔ ۱۴۶۵در دیدهٔ ما نگر جمال حق بینرباعی شمارهٔ ۱۴۶۶در راه نیاز فرد باید بودنرباعی شمارهٔ ۱۴۶۷در عشق تو شوخ و شنگ باید بودنرباعی شمارهٔ ۱۴۶۸دل از طلب خوبی بی‌چون گشتنرباعی شمارهٔ ۱۴۶۹دل باغ نهانست و درختان پنهانرباعی شمارهٔ ۱۴۷۰دل برد ز من دوش به صد عشق و فسونرباعی شمارهٔ ۱۴۷۱دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضانرباعی شمارهٔ ۱۴۷۲دلها مثل رباب و عشق تو کمانرباعی شمارهٔ ۱۴۷۳دوش آنچه برفت در میان تو و منرباعی شمارهٔ ۱۴۷۴دوشست دیدم یار جدائی جویانرباعی شمارهٔ ۱۴۷۵دی از تو چنان بدم که گل در بستانرباعی شمارهٔ ۱۴۷۶دیدم رویت بتا تو روپوش مکنرباعی شمارهٔ ۱۴۷۷رفتم به طبیب و گفتم ای زین‌الدینرباعی شمارهٔ ۱۴۷۸رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ منرباعی شمارهٔ ۱۴۷۹رندی دیدم نشسته بر خنگ زمینرباعی شمارهٔ ۱۴۸۰رو درد گزین درد گزین درد گزینرباعی شمارهٔ ۱۴۸۱روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ منرباعی شمارهٔ ۱۴۸۲زان خسرو جان تو مهر شاهی بستانرباعی شمارهٔ ۱۴۸۳سرمست توام نه از می و نز افیونرباعی شمارهٔ ۱۴۸۴سرمست شدم در هوس سرمستانرباعی شمارهٔ ۱۴۸۵شاخ گل تر بر سر عنبر میزنرباعی شمارهٔ ۱۴۸۶شب رفت و نرفت ای بتِ سیمین‌برِ منرباعی شمارهٔ ۱۴۸۷شد کودکی و رفت جوانی ز جوانرباعی شمارهٔ ۱۴۸۸شمع ازلست عالم افروزی منرباعی شمارهٔ ۱۴۸۹شوری دارم که برنتابد گردونرباعی شمارهٔ ۱۴۹۰صورت همه مقبول هیولا میدانرباعی شمارهٔ ۱۴۹۱طبع تو چو سنگست و دلت چون آهنرباعی شمارهٔ ۱۴۹۲طبعی نه که با دوست در نیامیزم منرباعی شمارهٔ ۱۴۹۳عقلی که خلاف تو گزیدن نتوانرباعی شمارهٔ ۱۴۹۴عید آمد و عیدانه جمال سلطانرباعی شمارهٔ ۱۴۹۵فرخ باشد جمال سلطان دیدنرباعی شمارهٔ ۱۴۹۶گر تیغ اجل مرا کند بی‌سر و جانرباعی شمارهٔ ۱۴۹۷گر دست بشد ز کار پائی می‌زنرباعی شمارهٔ ۱۴۹۸گر شامَم و گر عراق و گر لورستانرباعی شمارهٔ ۱۴۹۹گر کشته شوم به نزد و پیکار تو منرباعی شمارهٔ ۱۵۰۰گر مشتاقی به پیش مشتاق نشینرباعی شمارهٔ ۱۵۰۱کس نیست به غیر از او در این جمله جهانرباعی شمارهٔ ۱۵۰۲گفتم که بر حریف غمگین منشینرباعی شمارهٔ ۱۵۰۳گفتم مکن ای روت حسن خوت حسنرباعی شمارهٔ ۱۵۰۴گلباغ نهانست و درختان پنهانرباعی شمارهٔ ۱۵۰۵ما زیبائیم خویش را زیبا کنرباعی شمارهٔ ۱۵۰۶ما کاهگلان عشق و پهلو به زمینرباعی شمارهٔ ۱۵۰۷ما مرد سنانیم نه از بهر سه نانرباعی شمارهٔ ۱۵۰۸مجموع جهان عاشق یک پارهٔ منرباعی شمارهٔ ۱۵۰۹معشوق من از همه نهانست بدانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۰من بندهٔ مستی که بود دست زنانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۱من بیرخ تو باده ندانم خوردنرباعی شمارهٔ ۱۵۱۲من بینم آنرا که نمی‌بینم منرباعی شمارهٔ ۱۵۱۳من کاغذهای مصر و بغداد ای جانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۴من عاشق عشق و عشق هم عاشق منرباعی شمارهٔ ۱۵۱۵من کی خندم تات نبینم خندانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۶مردان تو در دایرهٔ کن فیکونرباعی شمارهٔ ۱۵۱۷نزدیک منی مرا مبین چون دورانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۸هر خانه که بی‌چراغ باشد ای جانرباعی شمارهٔ ۱۵۱۹هر روز خوش است منزلی بسپردنرباعی شمارهٔ ۱۵۲۰هر روز  ز نو برآیی ای دلبر جانرباعی شمارهٔ ۱۵۲۱هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوانرباعی شمارهٔ ۱۵۲۲هشدار که می‌روند هر سو غولانرباعی شمارهٔ ۱۵۲۳هم خانه از آن اوست  هم جامه و نانرباعی شمارهٔ ۱۵۲۴هم نور دل منی و هم راحت جانرباعی شمارهٔ ۱۵۲۵هنگام اجل چو جان بپردازد تنرباعی شمارهٔ ۱۵۲۶یا دلبر من باید و یا دل بر منرباعی شمارهٔ ۱۵۲۷یارب چه دلست این و چه خو دارد اینرباعی شمارهٔ ۱۵۲۸یا اوحد بالجمال یا جانمسنرباعی شمارهٔ ۱۵۲۹آن رهزن دل که پای‌کوبانم از اورباعی شمارهٔ ۱۵۳۰آن شاه که هست عقل دیوانهٔ اورباعی شمارهٔ ۱۵۳۱آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۳۲آن کس که همیشه دل پر از دردم از اورباعی شمارهٔ ۱۵۳۳آن لاله رخی که با رخ زردم از اورباعی شمارهٔ ۱۵۳۴از جان بشنیده‌ام نوای غم تورباعی شمارهٔ ۱۵۳۵از گنج قدم شدیم ویرانهٔ اورباعی شمارهٔ ۱۵۳۶ای آب از این دیدهٔ بیخواب برورباعی شمارهٔ ۱۵۳۷ای از دل و جان لطیفتر قالب تورباعی شمارهٔ ۱۵۳۸ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۳۹ای بسته تو خواب من به چشم جادورباعی شمارهٔ ۱۵۴۰ای بلبل مست بوستانی برگورباعی شمارهٔ ۱۵۴۱ای جان جهان به حق احسانت مرورباعی شمارهٔ ۱۵۴۲ای جانِ جهان، جان و جهان بندهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۴۳ای جان جهان! جز تو کسی کیست؟ بگورباعی شمارهٔ ۱۵۴۴ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۴۵ای در دل من میل و تمنا همه تورباعی شمارهٔ ۱۵۴۶ای دل اگرت طاقت غم نیست برورباعی شمارهٔ ۱۵۴۷ای دل تو بهر خیال مغرور مشورباعی شمارهٔ ۱۵۴۸ای دل گر ازین حدیث آگاهی تورباعی شمارهٔ ۱۵۴۹ای زندگی و تن و توانم همه تورباعی شمارهٔ ۱۵۵۰ای ساقی جان برین خوش آواز برورباعی شمارهٔ ۱۵۵۱ای ظلمت شب مانع خورشید مشورباعی شمارهٔ ۱۵۵۲ای عارف گوینده، نوائی برگورباعی شمارهٔ ۱۵۵۳ای عشرت نزدیک ز ما دور مشورباعی شمارهٔ ۱۵۵۴ای ماه چو ابر بس گرستم بی‌تورباعی شمارهٔ ۱۵۵۵ای مشفق فرزند دو بیتی می‌گورباعی شمارهٔ ۱۵۵۶با توست مُراد، از چه رَوی هر سو تورباعی شمارهٔ ۱۵۵۷با نامحرم حدیث اسرار مگورباعی شمارهٔ ۱۵۵۸بر آتش چو دیک تو خود را میجورباعی شمارهٔ ۱۵۵۹بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۰ترکی که دلم شاد کند خندهٔ اورباعی شمارهٔ ۱۵۶۱چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۲خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۳داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۴در اصل یکی بُدَست جان من و تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۵در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۶در کوی خیال خود چه می‌پویی تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۷درها همه بسته‌اند الا در تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۸دل در تو گمان بد برد دور از تورباعی شمارهٔ ۱۵۶۹رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجورباعی شمارهٔ ۱۵۷۰زاندم که شنیده‌ام نوای غم تورباعی شمارهٔ ۱۵۷۱سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تورباعی شمارهٔ ۱۵۷۲سوگند بدان روی تو و هستی تورباعی شمارهٔ ۱۵۷۳صد داد همی رسد ز بیدادی تورباعی شمارهٔ ۱۵۷۴عشقست که کیمیای شرقست در اورباعی شمارهٔ ۱۵۷۵عمرم یکبار زد کناری با تورباعی شمارهٔ ۱۵۷۶فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگورباعی شمارهٔ ۱۵۷۷گر جمله برفتند نگارا تو مرورباعی شمارهٔ ۱۵۷۸گر عاشق عشق ما شدی، ای مه‌رورباعی شمارهٔ ۱۵۷۹گر عاقل و عالمی به عشق ابله شورباعی شمارهٔ ۱۵۸۰گر هیچ ترا میل سوی ماست بگورباعی شمارهٔ ۱۵۸۱گفتم روزی که من به جانم با تورباعی شمارهٔ ۱۵۸۲گفتم که کجا بود مها خانهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۸۳گه در دل ما نشین چو اسرار و مرورباعی شمارهٔ ۱۵۸۴ما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۸۵مردی یارا که بوی فقر آید از اورباعی شمارهٔ ۱۵۸۶مستم ز دو لعل شکرت ای مه‌رورباعی شمارهٔ ۱۵۸۷من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تورباعی شمارهٔ ۱۵۸۸نی هرکه کند رقص و جهد بالا اورباعی شمارهٔ ۱۵۸۹هان ای تن خاکی سخن از خاک مگورباعی شمارهٔ ۱۵۹۰هرچند در این هوس بسی باشی تورباعی شمارهٔ ۱۵۹۱هرچند که قد بی‌بدل دارد سرورباعی شمارهٔ ۱۵۹۲آمد بر من خیال جانان ز پگهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۳آن دم که رسی به گوهر ناسفتهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۴آنکس که ز دست شد بر او دست منهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۵آنی که وجود و عدمت اوست همهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۶از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۷السکر صار کاسدا من شفتیهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۸إن کان علی  العباد ما اهواهرباعی شمارهٔ ۱۵۹۹آهوی قمرا سهامه عیناهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۰ای آنکه به جان این جهانی زندهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۱ای پارسی و تازی تو پوشیدهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۲ای بر نمک تو خلق نانی بزدهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۳ای بی‌ادبانه من ز تو نالیدهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۴ای جان تو بر مقصران آشفتهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۵ای با تو جهان ظریف و شادی بارهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۶ای خواب مرا بسته و مدفون کردهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۷ای در طلب گره‌گشائی مردهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۸ای دوست مرا دمدمه بسیار مدهرباعی شمارهٔ ۱۶۰۹ای روز الست ملک و دولت راندهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۰ای سرو ز قامت تو قد دزدیدهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۱ای کوران را به لطف ره بین کردهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۲ای میر ملیحان و مهان شیی اللهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۳باز آمد یار با دلی چون خارهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۴بازیچهٔ قدرت خدائیم همهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۵بفروخت مرا یار به یک دسته ترهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۶بیگانه شوی ز صحبت بیگانهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۷بیگاه شد و دل نرهید از نالهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۸تا روی تورا بدیدم ای بت ناآگاهرباعی شمارهٔ ۱۶۱۹تو آبی و ما جمله گیاییم همهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۰تو توبه مکن که من شکستم توبهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۱جانیست غذای او غم و اندیشهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۲دانی شب چیست بشنو ای فرزانهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۳در راه یگانگی چه طاعت چه گناهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۴در بندگیت حلقه بگوشم ای شاهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۵در عشق خلاصهٔ جنون از من خواهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۶دی از سر سودای تو من شوریدهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۷روی تو نماز آمد و چشمت روزهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۸زلف تو که یکروزم از او روشن نهرباعی شمارهٔ ۱۶۲۹سه چیز ز من ربوده‌ای بگزیدهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۰صاحب‌نظران راست تحیر پیشهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۱صحت که کُشد سقم و رنجوری بهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۲صوفی نشوی به فوطه و پشمینهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۳عشق غلب القلب و قد صار بهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۴فصلیست چو وصل دوست فرخنده شدهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۵گفتم چکنم گفت که ای بیچارهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۶گفتم که توی می و منم پیمانهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۷گفتم که ز عشقت شده‌ام دیوانهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۸گنجیست نهانه در زمین پوشیدهرباعی شمارهٔ ۱۶۳۹گیر ایدل من عنان آن شاهنشاهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۰ما را می کهنه باید و دیرینهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۱ما مردانیم نشسته بر تنگ درهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۲مانندهٔ زنبیل بگیر این روزهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۳مستم ز می عشق خراب افتادهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۴من میگویم که گشت بیگاه ایماهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۵میخوردم باده بابت آشفتهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۶میدان فراخ و مرد میدانی نهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۷وه وه که به دیدار تو چونم تشنهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۸هین نوبت صبر آمد و ماه روزهرباعی شمارهٔ ۱۶۴۹هر چند در این پرده اسیرید همهرباعی شمارهٔ ۱۶۵۰هم آینه‌ایم و هم لقائیم همهرباعی شمارهٔ ۱۶۵۱یارب تو مرا به نفس طناز مدهرباعی شمارهٔ ۱۶۵۲یارب تو یکی یار جفاکارش دهرباعی شمارهٔ ۱۶۵۳آمد بر من دوش مه یغمائیرباعی شمارهٔ ۱۶۵۴آن چیز که هست در سبد می‌دانیرباعی شمارهٔ ۱۶۵۵آن خوش باشد که صاحب تمییزیرباعی شمارهٔ ۱۶۵۶آن دل که به یاد خود صبورش کردیرباعی شمارهٔ ۱۶۵۷آن را که نکرد ز هر سود ای ساقیرباعی شمارهٔ ۱۶۵۸آن رطل گران را اگر ارزان کنییرباعی شمارهٔ ۱۶۵۹آن روز که دیوانه سر و سودائیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۰آن روی ترش نگر چو قندستانیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۱آن ظلم رسیده‌ای که دادش دادیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۲آن میوه توی که نادرِ ایامیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۳آنی تو که در صومعه مستم داریرباعی شمارهٔ ۱۶۶۴آنی که بر دلشدگان دیر آئیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۵آنی که به صد شفاعت و صد زاریرباعی شمارهٔ ۱۶۶۶احوال من زار حزین می‌پرسیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۷از آب و گلی نیست بنای چو تویرباعی شمارهٔ ۱۶۶۸از جان بگریزم ار ز جان بگریزیرباعی شمارهٔ ۱۶۶۹از چهرهٔ آفتاب مهوش گردیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۰از خلق ز راه تیزهوشی نرهیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۱از رنج و ملال ما چه فریاد کنیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۲از سایهٔ عاشقان اگر دور شویرباعی شمارهٔ ۱۶۷۳از شادی تو پر است شهر و وادیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۴از عشق ازل ترانه‌گویان گشتیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۵از عشق تو هر طرف یکی شبخیزیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۶از گل قفس هدهد جانها تو کنیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۷از کم خوردن زیرک و هشیار شویرباعی شمارهٔ ۱۶۷۸استاد مرا بگفتم اندر مستیرباعی شمارهٔ ۱۶۷۹اسرار شنو ز طوطی ربانیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۰افتاد مرا با لب او گفتاریرباعی شمارهٔ ۱۶۸۱امروز مرا سخت پریشان کردیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۲امشب برو ای خواب اگر بنشینیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۳امشب که فتاده‌ای به چنگال رهیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۴امشب منم و یکی حریف چو منیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۵اندر دل من مها دل‌افروز توییرباعی شمارهٔ ۱۶۸۶اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسیرباعی شمارهٔ ۱۶۸۷اندر ره حق چو چست و چالاک شویرباعی شمارهٔ ۱۶۸۸اندر سرم ار عقل و تمیز است تویرباعی شمارهٔ ۱۶۸۹ای آتش بخت سوی گردون رفتیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۰ای آنکه به کوی یار ما افتادیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۱ای آنکه تو از دوش بیادم دادیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۲ای آنکه تو خون عاشقان آشامیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۳ای آنکه ره گریز می‌اندیشیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۴ای آنکه ز حد برون جان‌افزاییرباعی شمارهٔ ۱۶۹۵ای آنکه ز حال بندگان میدانیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۶ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۷ای آنکه صلیب دار و هم ترسائیرباعی شمارهٔ ۱۶۹۸ای آن‌که طبیب دردهای ماییرباعی شمارهٔ ۱۶۹۹ای آنکه غلام خسرو شیرینیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۰ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۱ای آنکه مرا دهر زبان میدانیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۲ای آنکه نظر به طعنه می‌اندازیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۳ای ابر که تو جهان خورشیدانیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۴ای از تو مرا گوش پرودیده بهیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۵ای باد سحر به کوی آن سلسله مویرباعی شمارهٔ ۱۷۰۶ای باد سحر تو از سر نیکوئیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۷ای باده تو باشی که همه داد کنیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۸ای باطل اگر ز حق نَگْریزی چکنیرباعی شمارهٔ ۱۷۰۹ای باغ خدا که پر بت و پر حوریرباعی شمارهٔ ۱۷۱۰ای بانگ رباب از کجا می‌آئیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۱ای پر ز جفا چند از این طراریرباعی شمارهٔ ۱۷۱۲ای بر سر ره نشسته ره می‌طلبیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۳ای بنده اگر تو خواجه بشناختییرباعی شمارهٔ ۱۷۱۴ای پیر اگر تو روی با حق داریرباعی شمارهٔ ۱۷۱۵ای ترک چرا به زلف چون هندوئیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۶ای چون عَلَمِ بلند در صحرائیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۷ای چون علم سپید در صحرائیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۸ای خواجه چرا بی‌پر و بالم کردیرباعی شمارهٔ ۱۷۱۹ای خواجه ز هر خیال پر باد شویرباعی شمارهٔ ۱۷۲۰ای خواجه گنه مکن که بدنام شویرباعی شمارهٔ ۱۷۲۱ای داده مرا به خواب در بیداریرباعی شمارهٔ ۱۷۲۲ای داده مرا چو عشق خود بیداریرباعی شمارهٔ ۱۷۲۳ای دام هزار فتنه و طراریرباعی شمارهٔ ۱۷۲۴ای در دل من نشسته بگشاده دریرباعی شمارهٔ ۱۷۲۵ای در دل هر کسی ز مهرت تابیرباعی شمارهٔ ۱۷۲۶ای دشمن جان و جان شیرین که تویرباعی شمارهٔ ۱۷۲۷ای دل تو اگر هزار دلبر داریرباعی شمارهٔ ۱۷۲۸ای دل تو بدین مفلسی و رسوائیرباعی شمارهٔ ۱۷۲۹ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۰ای دل تو و درد او اگر خود مردیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۱ای دل چو به صدق از تو نیاید کاریرباعی شمارهٔ ۱۷۳۲ای دل چو وصال یار دیدی حالیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۳ای دل چه حدیث ماجرا می‌جوئیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۴ای دوست به حق آنکه جان را جانیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۵ای دوست بهر سخن در جنگ زنیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۶ای دوست ترا رسد اگر ناز کنیرباعی شمارهٔ ۱۷۳۷ای دوست ز من طمع مکن غمخواریرباعی شمارهٔ ۱۷۳۸ای دیده تو از گریه زبون می‌نشویرباعی شمارهٔ ۱۷۳۹ای روی ترا پیشه جهان‌آرائیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۰ای ساقی از آن باده که اول دادیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۱ای ساقی جان که سرده ایامیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۲ای سر سبب اندر سبب اندر سببیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۳ای شاخ گلی که از صبا می‌رنجیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۴ای شادی را ز تو هزاران شادیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۵ای شمع تو صوفی صفتی پنداریرباعی شمارهٔ ۱۷۴۶ای صاف که می شور و چنین می‌گردیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۷ای طالب دنیا تو یکی مزدوریرباعی شمارهٔ ۱۷۴۸ای عشق تو عین عالم حیرانیرباعی شمارهٔ ۱۷۴۹ای قاصد جان من به جان میارزیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۰ای کاش که من بدانمی کیستمیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۱ای گل تو ز لطف گلستان می‌خندیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۲ای کمتر مهمانیت آب گرمیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۳ای گوی زنخ زلف چو چوگان داریرباعی شمارهٔ ۱۷۵۴ای ماه اگرچه روشن و پرنوریرباعی شمارهٔ ۱۷۵۵ای ماه برآمدی و تابان گشتیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۶ای موسی ما به طور سینا رفتیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۷این شاخ شکوفه بارگیرد روزیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۸ای نرگس بی‌چشم و دهن حیرانیرباعی شمارهٔ ۱۷۵۹ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۰این عرصه که عرض آن ندارد طولیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۱ای نفس عجب که با دلم همنفسیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۲ای نور دل و دیده و جانم چونیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۳ای هیزم تو خشک نگردد روزیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۴ای یار گرفتهٔ شراب آمیزیرباعی شمارهٔ ۱۷۶۵امروز بیا که سخت آراسته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۶۶امروز ندانم بچه دست آمده‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۶۷ای آنکه به جز شادی و جز نور نه‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۶۸ای آنکه به لطف دلستان همه‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۶۹ای آنکه تو بر فلک وطن داشته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۰ای آنکه تو جان بنده را جان شده‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۱ای آنکه حریف بازی ما بده‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۲ای آنکه رخت چو آتش افروخته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۳ای آنکه مرا به لطف بنواخته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۴ای خورشیدی که چهره افروخته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۵ای دوست که دل ز دوست برداشته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۶ای عشرت نیست گشته هستک شده‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۷این نیست ره وصل که پنداشته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۷۸با بی‌خبران اگر نشستی بردیرباعی شمارهٔ ۱۷۷۹با خندهٔ بر بسته چرا خرسندیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۰با دل گفتم که ای دل از نادانیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۱بازآی که تا به خود نیازم بینیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۲با زهره و با ماه اگر انبازیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۳با صورت دین صورت زردشت کشیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۴با قلاشان چو رد نهادی پائیرباعی شمارهٔ ۱۷۸۵بالا شجری لب شکر و دل حجریرباعی شمارهٔ ۱۷۸۶تو می‌خندی بهانه‌ای یافته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۸۷جانم ز طرب چون شکر انباشته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۸۸خوش خوش صنما تازه رخان آمده‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۸۹در باغ درآ با گل اگر خار نه‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۹۰گر آب دهی نهال خود کاشته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۹۱گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۹۲لطفی که مرا شبانه بنواخته‌ایرباعی شمارهٔ ۱۷۹۳با من ترش است روی یار قدریرباعی شمارهٔ ۱۷۹۴با نااهلان اگر چو جانی باشیرباعی شمارهٔ ۱۷۹۵با یار به گلزار شدم رهگذریرباعی شمارهٔ ۱۷۹۶بد می‌کنی و نیک طمع می‌داریرباعی شمارهٔ ۱۷۹۷پران باشی چو در صف یارانیرباعی شمارهٔ ۱۷۹۸برخیز و به نزد آن نکونام درآیرباعی شمارهٔ ۱۷۹۹بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۰بر کار گذشته بین که حسرت نخوریرباعی شمارهٔ ۱۸۰۱بر گلشن یارم گذرت بایستیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۲بنمای به من رخت بکن مردمی ایرباعی شمارهٔ ۱۸۰۳بوئی ز تو و گل معطر نی نیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۴بی‌آتش عشق تو نخوردم آبیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۵بیچاره دلا که آینهٔ هر اثریرباعی شمارهٔ ۱۸۰۶بی‌جهد به عالم معانی نرسیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۷بیخود باشی هزار رحمت بینیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۸بیرون نگری صورت انسان بینیرباعی شمارهٔ ۱۸۰۹پیش آی خیال او که شوری داریرباعی شمارهٔ ۱۸۱۰بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردیرباعی شمارهٔ ۱۸۱۱پیوسته مها عزم سفر می‌داریرباعی شمارهٔ ۱۸۱۲تا چند ز جان مستمند اندیشیرباعی شمارهٔ ۱۸۱۳تا خاک قدوم هر مقدم نشویرباعی شمارهٔ ۱۸۱۴تا درد نیابی تو به درمان نرسیرباعی شمارهٔ ۱۸۱۵تا در طلب گوهر کانی کانیرباعی شمارهٔ ۱۸۱۶تا عاشق آن روی پریزاد شویرباعی شمارهٔ ۱۸۱۷تا هشیاری به طعم مستی نرسیرباعی شمارهٔ ۱۸۱۸تقصیر نکرد عشق در خماریرباعی شمارهٔ ۱۸۱۹تو آب نه‌ای خاک نه‌ای تو دگریرباعی شمارهٔ ۱۸۲۰توبه کردم ز شور و بی‌خویشتنیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۱تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۲تو سیر شدی من نشدم زین مستیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۳جانا ز تو بیزار شوم نی نی نیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۴جان بگریزد اگر ز جان بگریزیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۵جان در ره ما بباز اگر مرد دلیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۶جان دید ز جانان ازل دمسازیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۷جان روز چو مار است به شب چون ماهیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۸جانم دارد ز عشق جان‌افزائیرباعی شمارهٔ ۱۸۲۹چشمان خمار و روی رخشان داریرباعی شمارهٔ ۱۸۳۰چشم تو بهر غمزه بسوزد مستیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۱چشم مستت ز عادت خماریرباعی شمارهٔ ۱۸۳۲چندان گفتی که از بیان بگذشتیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۳چون جمله خطا کنم صوابم تو بسیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۴چون خار بکاری رخ گل می‌خاریرباعی شمارهٔ ۱۸۳۵چون ساز کند عدم حیات افزائیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۶چونست به درد دیگران درمانیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۷چون شب بر من زنان و گویان آئیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۸چون کار مسافران دینم کردیرباعی شمارهٔ ۱۸۳۹چون مست شوی قرابه بر پای زنیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۰چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۱چونی ای آنکه از جمال فردیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۲چون نیشکر است این نیت ای ناییرباعی شمارهٔ ۱۸۴۳حاشا که به ماه گویمت میمانیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۴حیف است که پیش کر زنی طنبوریرباعی شمارهٔ ۱۸۴۵خواهی که حیات جاودانه بینیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۶خواهی که در این زمانه فردی گردیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۷خود را چو دمی به یار محرم یابیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۸خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنیرباعی شمارهٔ ۱۸۴۹خوش باش که خوش نهاد باشد صوفیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۰خوش می‌سازی مرا و خوش می‌سوزیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۱خیری بنمودی و ولیکن شریرباعی شمارهٔ ۱۸۵۲در بادیهٔ عشق تو کردم سفریرباعی شمارهٔ ۱۸۵۳در بی‌خبری خبر نبودی چه بدیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۴در چشم منست این زمان ناز کسیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۵در چشم منی و گرنه بینا کیمیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۶در خاک اگر رفت تن بیجانیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۷در دست اجل چو درنهم من پائیرباعی شمارهٔ ۱۸۵۸در دل نگذشت کز دلم بگذاریرباعی شمارهٔ ۱۸۵۹در دل نگذارمت که افگار شویرباعی شمارهٔ ۱۸۶۰در روزه چو از طبع دمی پاک شویرباعی شمارهٔ ۱۸۶۱در زهد اگر موسی و هارون آئیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۲در زیر غزل‌ها و نفیر و زاریرباعی شمارهٔ ۱۸۶۳در عالم حسن اینت سلطان که تویرباعی شمارهٔ ۱۸۶۴در عشق تو خون دیده بارید بسیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۵در عشق تو خون دیده بارید بسیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۶در عشق موافقت بود چون جانیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۷در عشق هر آن که برگزیند چیزیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۸درویشان را عار بود محتشمیرباعی شمارهٔ ۱۸۶۹در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۰دستار نهاده‌ای به مطرب ندهیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۱دل از می عشق مست می‌پنداریرباعی شمارهٔ ۱۸۷۲دلدار به زیر لب بخواند چیزیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۳دلدار مرا گفت ز هر دلداریرباعی شمارهٔ ۱۸۷۴دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۵دل کیست همه کار و کیاییش تویرباعی شمارهٔ ۱۸۷۶دوش آمد آن خیال تو رهگذریرباعی شمارهٔ ۱۸۷۷دوش از سر عاشقی و از مشتاقیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۸دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتیرباعی شمارهٔ ۱۸۷۹دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۰دی بود چنان دولت و جان افروزیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۱دیروز فسون سرد برخواند کسیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۲دی عاقل و هشیار شدم در کاریرباعی شمارهٔ ۱۸۸۳دی مست بدی دلا و چست و سفریرباعی شمارهٔ ۱۸۸۴رفتم بر یار از سر سر دستیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۵رفتم به طبیب گفتم ای بینائیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۶رقص آن نبود که هر زمان برخیزیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۷رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۸روزی به خرابات گذر می‌کردیرباعی شمارهٔ ۱۸۸۹زان ماه چهارده که بود اشراقیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۰زاهد بودم ترانه‌گویم کردیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۱زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۲سرسبزتر از تو من ندیدم شجریرباعی شمارهٔ ۱۸۹۳سرسبزی باغ و گلشن و شمشادیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۴سرمستم و سرمستم و سرمست کسیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۵سوگند همی خورد پریر آن ساقیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۶شادی شادی و ای حریفان شادیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۷شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۸شمشیر اگر گردن جان ببریدیرباعی شمارهٔ ۱۸۹۹شمعی است دل مراد افروختنیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۰صد روز دراز گر به هم پیوندیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۱عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۲عالم سبز است و هر طرف بستانیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۳عاینت حمامة تحاکی حالیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۴عشق آن نبود که هر زمان برخیزیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۵عشقت صنما چه دلبریها کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۶عید آمد و عید بس مبارک عیدیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۷عید آمد و هرکس قدری مقداریرباعی شمارهٔ ۱۹۰۸غم را دیدم گرفته جام دردیرباعی شمارهٔ ۱۹۰۹غمهای مرا همه بناغم داریرباعی شمارهٔ ۱۹۱۰کافر نشدی حدیث ایمان چکنیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۱گاه از غم او دست ز جان می‌شوئیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۲گر آنکه امین و محرم این رازیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۳گر بگریزی چو آهوان بگریزیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۴گر تو نکنی سلام ما را در پیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۵گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۶گر خوب نیم خوب پرستم باریرباعی شمارهٔ ۱۹۱۷گر داد کنی درخور خود داد کنیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۸گر درد دلم به نقش پیدا بودیرباعی شمارهٔ ۱۹۱۹گر سوزش سینه را به کس می‌داریرباعی شمارهٔ ۱۹۲۰گر صید خدا شوی ز غم رسته شویرباعی شمارهٔ ۱۹۲۱گر عاشق روی قیصر روم شویرباعی شمارهٔ ۱۹۲۲گر عاشق زار روی تو نیستمیرباعی شمارهٔ ۱۹۲۳گر عقل به کوی دوست رهبر نبدیرباعی شمارهٔ ۱۹۲۴گر قدر کمال خویش بشناختمیرباعی شمارهٔ ۱۹۲۵گر گفتن اسرار تو امکان بودیرباعی شمارهٔ ۱۹۲۶گر مجلس انس را به کار آمدمیرباعی شمارهٔ ۱۹۲۷گر من مستم ز روی بدکرداریرباعی شمارهٔ ۱۹۲۸گر نقل و کباب و بادهٔ ناب خوریرباعی شمارهٔ ۱۹۲۹گرنه حذر از غیرت مردان کنمیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۰گرنه کشش یار مرا یار بدیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۱گر هیچ نشانه نیست اندر وادیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۲گر یک نفسی واقف اسرار شویرباعی شمارهٔ ۱۹۳۳گر یک ورق از کتاب ما برخوانیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۴گفتم به طبیب دارویی فرماییرباعی شمارهٔ ۱۹۳۵گفتم صنما مگر که جانان منیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۶گفتم صنمی شدی که جان را وطنیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۷گفتم چونی مها خوشی محزونیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۸گفتم که دلا تو در بلا افتادیرباعی شمارهٔ ۱۹۳۹گفتم که کدامست طریق هستیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۰گفتند که هست یار را شور وشریرباعی شمارهٔ ۱۹۴۱گفتی که تو دیوانه و مجنون خوییرباعی شمارهٔ ۱۹۴۲گوهر چه بود به بحر او جز سنگیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۳گوئی که مگر به باغ رز رشته‌امیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۴کی پست شود آنکه بلندش تو کنیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۵کیوان گردی چو گرد مردان گردیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۶لب بر لب هر بوسه ربائی بنهیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۷مادام که در راه هوا و هوسیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۸ما را ز هوای خویش دف زن کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۴۹مانندهٔ گل ز اصل خندان زادیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۰ماه آمد پیش او که تو جان منیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۱مائیم در این زمان زمین پیمائیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۲مائیم و هوای روی شاهنشاهیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۳مردی که فلک رخنه کند از دردیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۴مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۵مست است خبر از تو و یا خود خبریرباعی شمارهٔ ۱۹۵۶من با تو چنین سوخته خرمن تا کیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۷من بادم و تو برگ نلرزی چکنیرباعی شمارهٔ ۱۹۵۸من بی‌دلم ای نگار و تو دلداریرباعی شمارهٔ ۱۹۵۹من پیر فنا بدم جوانم کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۰من جان تو نیستم مگو جان غلطیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۱من جمله خطا کنم صوابم تو بسیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۲من خشک لب ار با تو دم تر زدمیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۳من دوش به خواب در بدیدم قمریرباعی شمارهٔ ۱۹۶۴من دوش به کاسهٔ رباب سحریرباعی شمارهٔ ۱۹۶۵من ذره بدم ز کوه بیشم کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۶من من نیم و اگر دمی من منمیرباعی شمارهٔ ۱۹۶۷مه دوش به بالین تو آمد به سرایرباعی شمارهٔ ۱۹۶۸مهمان دو دیده شد خیالت گذریرباعی شمارهٔ ۱۹۶۹میدان و مگو تا نشود رسوائیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۰می‌فرماید خدا که ای هرجائیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۱ناخوانده به هرجا که روی غم باشیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۲نقّاش رُخَت اگر نه یزدان بودیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۳نومید نیم گرچه ز من ببریدیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۴نی گفت که پای من به گل بود بسیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۵نی من منم و نی تو توی نی تو منیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۶واپس مانی ز یار واپس باشیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۷وقف است مرا عمر در این مشتاقیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۸هر پارهٔ خاک را چو ماهی کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۷۹هر روز پگاه خیمه بر جوی زنیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۰هر روز ز عاشقی و شیرین‌راییرباعی شمارهٔ ۱۹۸۱هر روز یکی شور بر این جمع، زَنیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۲هرشب که به بنده هم‌نشین می‌افتیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۳هرگز به مزاجِ خود یکی دم نزنیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۴هرگز نَبُوَد میلِ تو کافراشت کُنیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۵هرکس کسکی دارد و هرکس یاریرباعی شمارهٔ ۱۹۸۶هرکس کسکی دارد و هرکس یاریرباعی شمارهٔ ۱۹۸۷هر لحظه مها پیشِ خودم می‌خوانیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۸هم‌دست همه دست‌زنانم کردیرباعی شمارهٔ ۱۹۸۹هم دل به دلستانْت رساند روزیرباعی شمارهٔ ۱۹۹۰همسایگیِ مست فَزاید مستیرباعی شمارهٔ ۱۹۹۱یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیرباعی شمارهٔ ۱۹۹۲یک بوسه ز تو خواستم و شش دادیرباعی شمارهٔ ۱۹۹۳یک‌دم غمِ جان دار! غمِ نان تا کی؟رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴یک شفتالو از آن لبِ عَنّابی