گنج

بخش ۵۳ - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن

گفت قاضی بس تهی‌رو صوفییخالی از فطنت چو کاف کوفیی
تو بنشنیدی که آن پر قند لبغدر خیاطان همی‌گفتی به شب
خلق را در دزدی آن طایفهمی‌نمود افسانه‌های سالفه
قصهٔ پاره‌ربایی در برینمی حکایت کرد او با آن و این
در سمر می‌خواند دزدی‌نامه‌ایگرد او جمع آمده هنگامه‌ای
مستمع چون یافت جاذب زان وفودجمله اجزااش حکایت گشته بود