بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر
همچو قومی که تحری میکنندبر خیال قبله سویی میتنند
چونک کعبه رو نماید صبحگاهکشف گردد که کی گم کردست راه
یا چو غواصان به زیر قعر آبهر کسی چیزی همیچیند شتاب
بر امید گوهر و در ثمینتوبره پر میکنند از آن و این
چون بر آیند از تگ دریای ژرفکشف گردد صاحب در شگرف
وآن دگر که برد مروارید خردوآن دگر که سنگریزه و شبه برد
هکذی یبلوهم بالساهرهفتنة ذات افتضاح قاهره
همچنین هر قوم چون پروانگانگرد شمعی پرزنان اندر جهان
خویشتن بر آتشی برمیزنندگرد شمع خود طوافی میکنند
بر امید آتش موسی بختکز لهیبش سبزتر گردد درخت
فضل آن آتش شنیده هر رمههر شرر را آن گمان برده همه
چون برآید صبحدم نور خلودوا نماید هر یکی چه شمع بود
هر کرا پر سوخت زان شمع ظفربدهدش آن شمع خوش هشتاد پر
جوق پروانهٔ دو دیده دوختهمانده زیر شمع بد پر سوخته
میتپد اندر پشیمانی و سوزمیکند آه از هوای چشمدوز
شمع او گوید که چون من سوختمکی ترا برهانم از سوز و ستم
شمع او گریان که من سرسوختهچون کنم مر غیر را افروخته