گنج

بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد

او همی گوید که از اشکال توغره گشتم دیر دیدم حال تو
شمع مرده باده رفته دلرباغوطه خورد از ننگ کژبینی ما
ظلت الارباح خسرا مغرمانشتکی شکوی الی الله العمی
حبذا ارواح اخوان ثقاتمسلمات مؤمنات قانتات
هر کسی رویی به سویی برده‌اندوان عزیزان رو به بی‌سو کرده‌اند
هر کبوتر می‌پرد در مذهبیوین کبوتر جانب بی‌جانبی
ما نه مرغان هوا نه خانگیدانهٔ ما دانهٔ بی‌دانگی
زان فراخ آمد چنین روزی ماکه دریدن شد قبادوزی ما