گنج

بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست

چون پدید آمد که آن مسجد نبودخانهٔ حیلت بد و دام جهود
پس نبی فرمود کان را بر کنندمطرحهٔ خاشاک و خاکستر کنند
صاحب مسجد چو مسجد قلب بوددانه‌ها بر دام ریزی نیست جود
گوشت اندر شست تو ماهی‌رباستآنچنان لقمه نه بخشش نه سخاست
مسجد اهل قبا کان بد جمادآنچ کفو او نبد راهش نداد
در جمادات این چنین حیفی نرفتزد در آن ناکفو امیر داد نفت
پس حقایق را که اصل اصلهاستدان که آنجا فرقها و فصلهاست
نه حیاتش چون حیات او بودنه مماتش چون ممات او بود
گور او هرگز چو گور او مدانخود چه گویم حال فرق آن جهان
بر محک زن کار خود ای مرد کارتا نسازی مسجد اهل ضرار
بس در آن مسجدکنان تسخر زدیچون نظر کردی تو خود زیشان بدی