شمارهٔ ۶۷
دلم بیاو صفا هرگز ندیده استلبم بیاو نوا هرگز ندیده است
من آن حاجت طلب در کوی عشقمکه تأثیر از دعا هرگز ندیده است
نشاید خواندم بلبل که آن گلنوا زین بینوا هرگز ندیده است
مرا عشق تو در راهی فکنده استکه رهرو رهنما هرگز ندیده است
مرا چشمیست کز عشق نکویاننگاه آشنا هرگز ندیده است
عجب ملکیست استغنا که چشمیدرین کشور گدا هرگز ندیده است
چه باغست اینکه مرغی برگ عیشیدرین بستانسرا هرگز ندیده است
پر از اغیار بزمت دایم امادرو مشتاق جا هرگز ندیده است