شمارهٔ ۶۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انرفت۷ بیت
از جسم بکوی یار جان رفتمرغی ز قفس به آشیان رفت
از رفتن همرهان صد افسوستنها ماندیم و کاروان رفت
مرغی نگشوده پر بشاخیصد باغ بغارت خزان رفت
صد بار بتیر حسرتم کشتتا یار به خانه کمان رفت
تا بر سر زد گلی ز شاخیصد خار بپای باغبان رفت
کاین مرغ اسیر در قفس ماندچندانکه ز یادش آشیان رفت
مشتاق ز قید او نخواهدهرگز بسراغ آشیان رفت