شمارهٔ ۵۰
کی در دل ما جز تو کسی را گذری هستهم یاد تو باشد اگر اینجا دگری هست
رو تافتم از دل بسراغ حرم دوستغافل که ازین خانه بآن خانه دری هست
در خانه در بسته فانوس بود شمعپروانه دلت خوش که ترا بال و پری هست
آن نخل که پروردمش از خون دل خویشبهر دگرانست گر او را ثمری هست
در معرکه عشق که فتحش ز شکست استدر لشگر برگشته بود گر ظفری هست
مشتاق مجو از خم آن زلف رهائیکانجا چو گره بسته بهر موی سری هست