شمارهٔ ۳۰۷
خوشا مستی و عشق نازنینینه آئینی نه کیشی و نه دینی
حذر کن ای زبردست از ضعیفانکه دستی هست در هر آستینی
ره ما تیره و هر گام صد چاهنه راه پس نه چشم پیشبینی
چه آسوده است آن کز خلق گیتینه مهری در دلش باشد نه کینی
مکن از دیدنت منعم چه باشدزیان خرمنی از خوشه چینی
نمیگردد شراب انگور صدسالاگر در خم نماند اربعینی
وفا تخمیست در آب و گل مانروید این گیاه از هر زمینی
بیاساقی که مستی کیش عشق استبرو زاهد چه دنیائی چه دینی
شود تا نقش بروی اسم اعظمکجا شایسته باشد هر نگینی
نه راهی در درون پرده مشتاقنه کس را از برون علمالیقینی