شمارهٔ ۱۴۹
یارم به کنار امشب آمدجانی ز نوم به قالب آمد
بازآ که چو ساغر پر از میجانم ز غم تو بر لب آمد
وصل تو به هجر شد مبدلروزم رفت وز پی شب آمد
از سوز غمت فغان که دوزخیک شعله ز تاب این تب آمد
عشق استادیست کز ازل عقلچون طفلانش به مکتب آمد
تو ای مه مهروش که حالتسرمایه رشک کوکب آمد
آن مطلوبی که طالبان راسودای تو عین مطلب آمد
سیب زنخت که منزل اوبالای ترنج غبغب آمد
گر نیمه شبی به دست مشتاقآمد به هزار یارب آمد