شمارهٔ ۱۳۲
خواهد آورد خط و ترک جفا خواهد کردگر کند عمر وفا یار وفا خواهد کرد
خواهد از سرکشی آن گلبن ناز آید بازرحم بر بلبل بیبرگونوا خواهد کرد
خواهد از رشتهٔ کارم گره از لطف گشودچارهٔ عقدهام آن عقدهگشا خواهد کرد
خواهد افتاد در اندیشهٔ ناکامیِ منکامهای دلم از لطف روا خواهد کرد
خواهد از رشتهٔ هجران شدنم عقدهگشاگرهی را که به کارم زده واخواهد کرد
خواهد آمد به سرم همچو قبا وز غیرتجامهٔ هستیِ اغیار قبا خواهد کرد
مهربانش به منِ خسته خدا خواهد ساختگر ترحم نکند یار خدا خواهد کرد
ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داداثری گر نکند ناله دعا خواهد کرد
خواهد از جاذبهٔ عشق به من مایل شدرفت اگر از برِ من رو به قفا خواهد کرد
گر پسندد که دهم جان ز غمش نیست غمیهرکه این درد به من داد دوا خواهد کرد
برنتابم ز درش روی که آخر مشتاقشاه من رحم بر احوال گدا خواهد کرد