گنج

شمارهٔ ۱۲۷

نیم غمین که به گردون مرا فغان نرسداگر به بار رسد گو به آسمان نرسد
چه پرورش دهم آن نخل را درین گلشنکه چون رسد ثمر او به باغبان نرسد
چرا کشم چو نه آهم رسد ز ضعف بر اوکه از کمان جهد این تیر و بر نشان نرسد
بده به رنج ره عشق تن کجا مشتاقرسد به منزل جانانه تا به جان نرسد