گنج

شمارهٔ ۱۱۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اراید۸ بیت
عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آیدبجای خویش اگر سنگست اگر گوهر بکار آید
چه حاصل گر برون آید ز صد گرداب آن کشتیکه در گل می‌نشیند از میان تا برکنار آید
بود کشت محبت را چه خاک تلخ حیرانمکه گر کارند آنجا نیشکر حنظل ببار آید
من آن مرغم که سر در زیربال و پرزدل گیریبرون نارم رود گر صد خزان و صد بهار آید
ز شوق ناوکش خون شد دلم ای بخت امدادیکه ترکش بسته بهر صیدم آن عاشق شکار آید
فغان از شوقت ای گل کز تن آید گر برون جانممحالست اینکه از جانم برون این خارخار آید
خطت گر سر زد و شور من افزون شد عجب نبودشود دیوانه‌تر دیوانه چون فصل بهار آید
کند گر باده با این سرگرانی در قدح ساقیبه لب مشتاق جانم دانم از رنج خمار آید