بخش ۸۳ - آمدن ارجاسپ شاه با لشکر بر سر لهراسپ شاه گوید
کنون ازسراینده داستانیکی داستان بشنو از راستان
کنون بشنو از رزم لهراسپ شاهابا ترک پر کینه ارجاسپ شاه
چه ارجاسپ آن ترک پر کین و تلخز توران سپه برد از کین به بلخ
فرستاد از آن روی ارهنگ راسوی سیستان از پی جنگ را
خود آمد از آن روی در دشت بلخجهان کرد بر شاه لهراسپ تلخ
طلایه چه دانست کآمد سپاهببردند از آن آگهی پیش شاه
که شاها سپه آمد و کوس پیلبه جوش است صحرا چو دریای نیل
به پیش سپاه است ارجاسپ شاهسیاهست گیتی ز گرد سپاه
چو بشنید لهراسپ بر بست کوسبدانگه که برخاست بانگ خروس
چه در دشت بلخ اندر آمد سپاهشد افروخته آتش رزم خواه
ز خون شد زمین همچو رود کرندشناور در آن خون چه ماهی سمند
کمند دلیران گلوگیر بودجهان سبزه از تیر و شمشیر بود
دو جنگ گران کرد لهراسپ شاهبه جنگ سوم شد گریزان سپاه
فکندند ترک و سپرهای رزبماندند بر جا کمرهای رز
گریزان به بلخ اندرون رفت شاهگرفتند گردش فراوان سپاه
فرود آمد آن ترک در گرد بلخشد از کین به آب اندرون آب تلخ