شمارهٔ ۹۷ - در شکایت فرماید
ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایتوی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو
در کوچهٔ ظرافت عمری دواندام از جهلکردم در آخر اما کسب ظرافت از تو
از مهر من بناحق کردی تمسکی راستزانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو
وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که بردهدر عرصهٔ سیاست گوی صلابت از تو
ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خودنه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو
کو داوری که اکنون گیرد درین میانهوجه تمسک از من جرم خیانت از تو
اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کارعجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو