شمارهٔ ۹ - وله ایضا
مردم چشم جهان بین پدرآن که نادیده جهان رفت به خواب
غنچهٔ باغ جهان شاه علیطفل نامجرم ایمن ز عذاب
کاندرین باغ ز خوشبوئی اوگلی از چهره نیفکند نقاب
تا که از گلشن دوران بردندسوی گلزار بهشتش بشتاب
هرکه تاریخ وفاتش جویدگل خوشبوی درآرد به حساب