گنج

شمارهٔ ۸۷ - وله ایضا

یارب امشب از علامتها چه می‌بیند به خوابآن که فردا خواهمش کردن علامت در جهان
با کدامین قسمت رسوائی شود یارب قرینآن که از طبع جهان آشوب من دارد قزان
یافت حرفی زور برائی بالماس خیالکز عبورش صد خطر دارد لب و کام و زبان
دست و تیغی شد علم کاندر ته هفتم زمینگاو و ماهی در خیال پس خمند از تاب آن
ای شکار کم هراس غافل خرگوش خوابشیر خشم‌آلودی از زنجیر خواهد جست هان
بیش از آن کن فکر کار خود کز اسباب صلاحاز فساد مفسدان چیزی نماند در میان
نیست پر آسان شکستن تو به همچون منیچون شکستی وای قدر وای عرض و وای جان
خوش نشستی زان زیان ایمن کزو خواهد فکندکمترین جنبش تزلزل در زمین و آسمان
تا عیارت پرسبک بیرون نیامد از هجادر ترازو می‌نهم بهر تو سنگی بس گران
می‌کنم صد فکر ناخوش باز می‌گویم که خوشآن چه امشب خواهی انشا کرد فردا میتوان
می‌جهد از شست قهر اما به اعراض دگرتیر پر کش کرده‌ای کز صبر دارم در میان
من که بر وی کرده‌ام صد صحبت از وقت درستگو صد و یک باش امروزش دگر دادم امان