گنج

شمارهٔ ۷۷ - وله ایضا

چو خواجه میر حسن آن جهان عز و وقارازین جهان به جهان دگر گرفت وطن
وز آشیان بقا شاهباز همت اوهوای خلد برین کرد ازین خجسته چمن
سرشک ماتمیان در عزای او گردیدچو سیل حادثه در بر و بحر شورافکن
خرد چو خواست ز هم اسم او به ایمائیشود وسیله تاریخ او بوجه حسن
به عقل گفت که خوش دایه‌ایست عمر ولیگذشت از سر این دایه خواجه میرحسن