گنج

شمارهٔ ۷۵ - وله ایضا

سرا سروران جد اعلای تومحمد رسول امین کریم
که از بس به خلق خداوند بودبه نام خود او را رئوف و رحیم
گران سنگ شد لنگر حلم اوبه خفت کشیدن ز خضم لعیم
به میراثش اکنون تو را می‌رسدتحمل باعدا ز خلق عظیم
که از زمرهٔ عترت وی توئیکه ذاتت حلیم است و طبعت سلیم
غرض کز جهالت به خدام توکه می‌گفت اگر خصم بی‌ترس و بیم
به حملش ز در دور کردی چنانکه شرمنده برتافت روزان حریم
بدان سان که از کعبهٔ دل شودبلا حول آواره دیو رجیم