گنج

شمارهٔ ۵۳ - قطعه

ای مالک ملک سپه مملکت مداردر ملک خویش آتش آزار را بکش
بعضی ز کفر پیرو اسلام نیستنداسلام را مدد کن و کفار را بکش
جمعی ز کینه در پی آزار مردمندآن دور مردمان دل آزار را بکش
اشرار از شرارهٔ قهر تو امینندروشن کن این شراره و اشرار را بکش
وی عادل رحیم دل معدلت پناهدر معدلت بکوش و ستمکار را بکش
ما باسگان کوی تو یاریم و غیر غیربا یار یاری کن و اغیار را بکش
در خاک خفته است مرا دشمنی چو مارثعبان تیغ برکش و آن مار را بکش
از ظلم و جور تشنه به خون دل من استآن ظالم سیه دل خون‌خوار را بکش
ازرق بود به قول خدا دشمن رسولآن ازرق منافق غدار را بکش
ور زان که انتقام من از وی نمیکشیتیغ جفا بکش من بیمار را بکش