شمارهٔ ۲۰ - وله فی مرثیه
گلبرگ نو دمیدهٔ محمد تقی که بودپاکیزه طینت و ملکی خوی و پاکزاد
در باغ دهر نشو و نمائی نیافتهاز تند باد حادثه ناگاه شد به باد
در چشمه سار چشم زند دیدهٔ پدرصد جوی خون ز هجر گل روی خود گشاد
ای همنشین اگر طلبند از تو همدمانتاریخ آن لطیف گل گلشن مراد
بلبل صفت برآر ز دل نالهٔ حزینوان گه بگوی رفت چو برگ گلی به باد