شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضا
هر نفس میکرد چون از تاب مرگرشتهٔ عمر عزیزی کو تهی
هر زمان میشد چو از دست اجلپیکری در خاک چون سرو سهی
با وجود طفلی از اوضاع چرخیافت سید نعمت الله آگهی
با برادر همرهی کرد اختیاروز توجه کرد قالب را تهی
فکر تاریخش چو گردم عقل گفتکرد سید با برادر همرهی