گنج

شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضا

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ادی۸ بیت
ای نمایان سهیل اوج وجودکافتاب سپهر ایجادی
وی همایون نگین خاتم جودکه چو حاتم به بذل معتادی
دل ویران هرکه بود نهادز التفات تو رو به آبادی
در ترازوی جود سنگ سبکبهر هیچ آفریده ننهادی
لیک نوبت به دوستان چو رسیدتو به راه تغافل افتادی
وه چه گفتم تو حاتم ید جوداز کرام داد حاتمی دادی
آشکارا اگر چه بر رخ مادر احسان خویش بگشادی
خدمت چند روزهٔ ما رادستمزد نکو فرستادی