گنج

شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نده۹ بیت
ای دل انصاف ده که چون نبوددور از جور خویش شرمنده
کز پی هم ز گلشن ساداتسه همایون درخت افکنده
اول آن نونهال گلشن جانکه شدی مرده از دمش زنده
گل باغ صفا صفی‌الدینکه رخش بر سمن زدی خنده
پس ضیای زمان و شمس زمینآن دو نخل بلند و زیبنده
که شد اسباب عیش خرد و بزرگاز غم فوتشان پراکنده
چون به آئین جد و باب شدندجنت آرا به ذات فرخنده
تا دو تاریخ آشکار شوداین دو مصراع سزد از بنده
دور از بوستان مصطفوییک نهال و دو نخل افکنده