شمارهٔ ۷۶
نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماستگنج خرابهٔ دل اندوهگین ماست
یاد تو زود چون رود از دل که همرهشدر اولین قدم نفس آخرین ماست
به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیمسر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست
از کینه جوئی تو شکایت کنم چراکز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست
از توسن هوس ز ازل چون پیادهایمرخش مراد تا به ابد زیر زین ماست
نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت استداغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست
ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیباز ابروان کشیده کمان در کمین ماست
در بزم او همیشه ملولم که ناگهانافتد به فکر او که چرا همنشین ماست
تا میکنیم محتشم از لعل او سخنملک سخن تمام به زیر نگین ماست