گنج

شمارهٔ ۶۰۱

هنوزت به ما کینه برجاست گوییهنوزت سر کشتن ماست گویی
هنوزت به این کشته ناپشیمانسر جنگ و آهنگ غوغاست گویی
هنوزت ز کین صورت خشم پنهاندر آیینهٔ چهره پیداست گویی
هنوزت به دشنام من پیش خوبانلب تلخ گفتار گویاست گویی
هنوز استمالت دهت در عذابمبدآموز آزارفرماست گویی
هنوز اندران خاطر اسباب کلفتز دیرینگی‌ها مهیاست گویی
کسی این قدر تاب خواری ندارددل محتشم سنگ خاراست گویی