گنج

شمارهٔ ۵۹۸

صورت به این لطافت سیرت به این نکوئیدر جسم پاک حور است روح فرشته گوئی
بستست خطش از نو دیباچه‌ای که گویاهست آیت نخستین از مصحف نکوئی
گر کار خوبی از پیش رفتی به محض صورتمی‌کرد نقش دیوار دعوی خوب روئی
شغل طبیعت اوست در عین خشم و اعراضزان نرگس سخن گو دزدیده عذر گوئی
در کامیابی توست سعی از تو بیش ما رادر قتل ماچه لازم چندین بهانه جوئی
در جستجوی ما نیست هیچت تعلل اماگاهی که جمع گردید اسباب تندخوئی
بوی بهشت دارد این باغ اگرچه حالادر وی مشام جان راست وقت بنفشه بوئی
در پاکدامنی‌ها دخلی ندارد امامانند خرقه پوشان دامان خرقه شوئی
هان محتشم درین راه سر نه که سالکان رامشکل بود به این پا راه نیاز پوئی