گنج

شمارهٔ ۵۲۹

ای سرو گلندام که داری کمر از موبر مو کمری نیست مناسب مگر از مو
جز کاتب قدرت که رخت را ز خط آراستکس خط ننوشته است به روی قمر از مو
بر روی تو خط نیست که از جنبش آن زلفافشان شده بر صفحهٔ گل مشک تر از مو
با تیزی مژگان تو نقاش چه سازدگیرم که بسازد قلمی تیزتر از مو
جز هندوی چشمت که به مژگان رگ جان زدفساد ندیدم که زند نیشتر از مو
گفتی اثری در تب عشق از تو نماندهدر آتش سوزنده چه ماند اثر از مو
ترسم نرسد بر بدن محتشم از ضعفپیکان خدنگ تو که دارد گذر از مو