شمارهٔ ۵۲۰
ای گردن بلند قدان در کمند تورعنائی آفریده قد بلند تو
بر صرصری سوار وز دل میبرد قرارطرز گران خرامی رعنا سمند تو
خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزوافکنده در مزاد لب نوشخند تو
من چون کنم که طور بد ناپسند منگردد پسند خاطر مشکل پسند تو
چندم فتاده بینی و گوئی که کیست اینبیمار تو شکسته تو دردمند تو
دردت مباد و باد بر آتش سپندوارچشم حسود از پی دفع گزند تو
قتلش رواست گر همه صید حرم بودآن صید کاضطراب کند در کمند تو
باید که به نواخت ز صید گریزپایآن صید به که دست دهد خود به بند تو
پای گریز محتشم از دور بسته استعشق دراز سلسلهٔ صید پند تو